است كه حتى براى آن دسته از امورى كه ظاهرا علتى ندارند به علت رجوع مىكند . او عقل را به مرتبهاى چنان مقدس اعتلاء مىبخشد كه به تلفيق آن با سنت كشيده مىشود ، به نحوى كه فلسفه و دين بتوانند ائتلاف كنند . ( تاريخ فلسفه - ج 1 ص 61 - 660 ) .
3 - 38 - ابو على : « ابن سينا قريب پانصد جلد كتاب و رساله از خود به يادگار گذاشته است . در سال 370 هجرى در افشنه كه دهكدهاى در بخارا بود پاى به عرصه هستى گذاشت . وى در دربارهاى گرگان ، رى ، همدان و اصفهان خدمت كرد ، و مكرر از طرف امراى مستبدى كه او را استخدام مىكردند تحت تعقيب و آزار قرار گرفت و چند بار تبعيد گشت و سرانجام در اثر كار زياد در سال 428 در 58 سالگى درگذشت .
فلسفهء ابن سينا مبتنى بر حكمت مشاء است . وى سعى دارد شعب مختلفه علوم فلسفه را در سلسله محكم و استوار مقيد كند و روابط ضرورى آنها را به يكديگر نشان دهد .
ابن سينا با آنكه اصول فلسفهء خويش را مىخواهد با متكلمين اسلامى وفق دهد ، در باب قدمت عالم با حكما موافق است . و نيز علم بارى تعالى را بر امور كليه متعلق مىشمارد و علم بر امور جزيى را به نفوس فلكيه نسبت مىدهد . مسئله روح در فلسفه او داراى دقت خاص است كه ارواح بشرى باقى است . به وجود وحى هم ايمان دارد و مىگويد ما بين روح آدمى و عقل اول رابطه طبيعيه هست بىآنكه به عقل مكتسب محتاج باشد . معروفترين تأليفات وى عبارتند از :
« الإشارات و التنبيهات - شفا - نجات - دانشنامهء علايى - كتاب الهدايهء و . . . » ( فلسفه شرق ، ص 82 - 371 ) .
« در ميان فيلسوفان بزرگ اسلام ، ابن سينا تنها فيلسوفى است كه يك
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: المحقق الدواني
ص٩٢