تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهليليه ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
( فلسفه در ايران - ص 41 ) . 17 - 37 - كل اسود كذا : هر سياهى چنان است . اين عبارت يك مثال منطقى است . 3 - 38 - فارابى : ابو نصر فارابى در حدود سال 258 هجرى ( 870 ميلادى ) پا به عرصهء وجود گذاشت و در سال 339 ( 950 ) در گذشت . او كه در فلسفه بنياد گذار برجستهء يك نظام فكرى بود سراسر زندگى خويش را به تفكر و تأمل گذارند و خود را از آشوب‌هاى سياسى و اجتماعى بر كنار داشت . وى آثار فراوانى از خود به جاى گذاشت . ( تاريخ فلسفه در اسلام - ص 639 به بعد ) . تأليفات فارابى در فلسفه ، موسيقى ، تصوف و . . . بوده است كه قسمت اعظم آنها مفقود گرديده . به منطق توجهى خاص داشت به طورى كه معتقد است : « . . . منطق صنعتى است كه به كمك قوانين آن عقل قوام مىپذيرد و آن را به سوى صواب هدايت مىكند و از لغزش باز مىدارد . . . » . فارابى داراى روش قياسى و عقلى است كه بر اساس يك منطق نظرى استوار مىباشد . در آثار او اصول عرفان در اصل عقايد راه جسته و اصطلاحات صوفيه را در غالب موارد به كار برده است . همين توجه معنوى او به مسائل عرفانى گاه باعث ابهام‌هايى گرديده . فارابى بزرگترين شارح فلسفه ارسطو در نزد مسلمانان و مفسر فلسفه فلوطين بود . وى در « المدينة الفاضلة » تحت تأثير افلاطون قرار گرفته و در « فصوص الحكم » از عقايد افلاطونيان جديد استمداد جسته است . فارابى مىكوشد با تطبيق تعاليم افلاطون و ارسطو با تعاليم اسلام ، نهضتى به پا كند . كتاب مدينهء فاضله را در اواخر عمر تدوين نمود . دقيقا معلوم نيست چه عواملى باعث شد كه فارابى از مسائل فلسفى متوجه امور اجتماعى گردد . آيا وضع اجتماعى فاسد آن دوره بود ؟ آيا فارابى از