تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهليليه ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
افلاطون تقليد كرده ؟ شايد فارابى در آخر عمر قصد داشته كه افكار نظرى و مجرد خود را در اين جهان عملى سازد . . . ( فلسفه شرق - ص 350 - 287 ) « نظام فكرى فارابى چنان در كمال ائتلاف و انتظام و ارتباط است كه افراد آن كاملا با يكديگر ارتباط متقابل دارند . فارابى از واحد يا علت اولى به سوى عقول دهگانه پيش مىرود . و از اين عقول دو عالم ارض و سماء صادر شده است . افلاك او را عقول مدبرى به حركت در مىآورند و طبيعت با كون و فسادش تابع اين عقول است . يكى از اين عقول يعنى عقل فعال بر نفس تسلط دارد . سياست و اخلاق نيز از اين قاعده مستثنى نيستند ، زيرا سعادتى كه آدميان در جست‌وجوى آنند تنها از طريق اتصال و اتحاد با عالم سماوى به وجود مىپيوندند . مدينه فاضله فارابى تنها به همين غايت متوجه است . اين نظام فلسفى هم به اصالت روح و هم به اصالت تصور قائل است . زيرا فارابى تقريبا هر چيز را به روح تأويل مىكند . خداى او روح الارواح است و افلاك نجومى او را ارواح آسمانى اداره مىكنند و رهبر مدينه او انسانى است كه روح او برتر از جسم اوست . اين اصالت روح در افكار و مفاهيم كلى ريشه دوانيده و كلا در تفكر و تعمق سرايت كرده است . واحد يا احد عاليترين تصور است و عقل است كه خود را تعقل مىكند . موجدات ديگر به وسيلهء عقل ايجاد مىشوند . انسان به مدد تفكر و تعمق مىتواند به عالم سماوى اتصال و اتحاد يافته به بالاترين سعادت نايل شود . خلاصه ، هيچ مكتب اصالت روحى به اندازهء مكتب روحى فارابى با اصالت تصور ارتباط نزديك ندارد . نظام فكرى فارابى با وجود آنكه انعكاس قرون وسطى است ، شامل مفاهيم جديد و حتى معاصر است . فارابى طرفدار علم و مدافع تجربه است و پيشگويى و اختر شمارى را انكار مىكند . او به حدى به عليت و اصل موجبيت معتقد