تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهليليه ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
تأليفات خود از جمله كتاب مذكور از محسنات كلام و اصول معانى و بيان و بديع و غيره استفاده نموده است . 6 - 38 - شفا : نام يكى از آثار فلسفى ابن سينا است كه در آن علوم را به سه قسمت تقسيم كرده است . 1 - علم اعلى ( ما بعد الطبيعه ) . 2 - علم ادنى ( طبيعيات ) . 3 - علم اوسط ( رياضيات ) . در اين تقسيم بندى وى پيروى ارسطو را كرده است . ( فلسفه شرق ، ص 379 و 382 ) . 8 - 38 - نعى به انّ . . . » منظور آن است كه هر واحد به آنچه وصف مىشود ، موصوف است در فرض ذهنى يا وجود خارجى . 10 - 38 - فطن : جمع فطنت : زيركى ، تيز خاطرى . لبيب : عاقل و خردمند . ( لغت نامه ) . 14 - 38 - تنقيح : پاكيزه كردن و اصلاح نمودن كلام را . مختصر كردن لفظ با حفظ وضوح و معنى آن . 17 - 38 - قضيه سالبه : بر دو قسم است : الف ، سالبهء جزئيه : جمله‌اى است كه در آن نفى بعض باشد ، چنان كه « بعض جانوران انسان نيستند » . ب ، سالبهء كليه : جمله‌اى است كه در آن نفى كل باشد ، مانند « هيچ انسانى سنگ نيست » ( لغت نامه ) . - سالبهء به انتفاء موضوع : آنكه موضوع ندارد . در اصطلاح منطق ، سلب نسبت حكميه محمول است از موضوع ، از آن جهت كه موضوع در خارج وجود ندارد تا محمول بر آن ثابت باشد . ( لغت نامه - معين ) . انتفاء : دور شدن ، از ميان رفتن ، نيست كردن . 2 - 40 - قدح : عيب كردن ، سرزنش و عيبجويى . ( معين ) . 10 - 40 - مفيض : يعنى فيض دهنده و افاضه كنندهء فيض . و ذات حق تعالى مفيض تمام فيوضات است و موجد تمام وجودات است و هر يك از عقول و انوار مجرده ، مفيض به مادون خود هستند . و نيز عرفا گويند ،
تهليليه ( فارسى ) — صفحة 94 | المحقق الدواني