كه : پيغمبر خدا منزّه است از اين امور ، و پادشاهى خدائى بانگشتر نمىباشد كه هر كه انگشتر را بپوشد پادشاه شود ، و اگر شيطان را آن اقتدار بوده باشد كه به صورت پيغمبران متمثّل شود هر آينه اعتماد از كلام پيغمبران و فرمودههاى ايشان و كردار ايشان بر طرف مىشود زيرا كه محتمل خواهد بود كه آنچه ايشان مىگويند و مىكنند شيطانى بر ايشان افترا كند . و ايضا اگر شيطان را چنين اقتدارى بر دوستان خدا مىبود مىبايست كه يكى از ايشان را بر روى زمين نگذارد بلكه همه را بكشد و كتابهاى ايشان را بسوزاند و خانههاى ايشان را خراب كند و آنچه مقتضاى عداوت اوست نسبت بايشان به عمل آورد . و ايضا چون تواند بود كه حق تعالى كافرى را متمكّن گرداند كه در حرمت پيغمبرى داخل كند . و ايضا اگر آن بت پرستى برخصت سليمان و رضاى او بود پس آن موجب كفر است و چگونه بر پيغمبر خدا كفر روا باشد ؟ ! و اگر بدون اطّلاع او بود پس او را چه تقصير بود كه اين عقوبتها بر آن مترتّب شود » .
و در مجلد خامس بحار در باب تفسير
« وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ »
( ص 357 چاپ امين الضّرب ) بذكر نظائر اين بيانات پرداخته و حتّى از متكلّم بزرگ و مفسّر جليل اهل سنّت و جماعت فخر رازى نيز تزييف اين قصّه را كه در تفسير اين آيه در مفاتيح الغيب ( ص 202 ج 7 چاپ اسلامبول ) گفته نقل كرده است هر كه طالب باشد به آنجا مراجعه كند .
تعليقهء 10 ( ص 11 ، س 6 ) مصور بمعنى معلوم
مصوّر بصيغهء اسم مفعول از مصدر تصوير بمعني معلوم به كار رفته است صاحب مجمل التواريخ در مقدمهء كتابش گفته ( ص 2 - 3 ) : « و اگر چه اين كتابها