تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
اگر اين جايز و ممكن بودى ديوان رها نكردندى كه يك دختر بكر به شوهر رفتى بلكه همه دختران را ديوان بكارت ببردندى و بر اصل ايشان بايد كه شخصى كه بيكى گويد از قوم ايشان كه : تو از ديو بوجود آمدى مستوجب ملامت و عتاب نباشد كه جايز بود كه پدرش حاضر نباشد و ديو با مادر وى مواقعت كند آن شخص بوجود آمده بود و اين كس كه به دو گفت كه : تو از ديو بوجود آمدى ، صادق بود » . ابو الفتوح رازى ( ره ) در تفسير آيهء «
وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ
( آيهء 34 سورهء مباركهء ص ) » گفته ( ج 9 چاپ اسلاميّه ؛ ص 368 - 370 ) : « در اين امتحان و جسد خلاف كردند و قصّاص جهّال گفتند از وهب و جز او كه سبب امتحان سليمان آن بود كه او در بعضى غزوات زنى را از دختر ملوك ببردگى بياورد و اين زن سخت بجمال بود ( آنگاه قصّه را نزديك به آنچه از تبصرة العوام نقل شد ذكر كرده و گفته ) » : « اكنون كسى كه انديشه كند جاى تعجّب است از عقل و دين آنان كه اين اعتقاد دارند و بر خداى و رسول اين روا دارند كه خداى شبه سليمان بر ديو افكند و شبه ديو بر سليمان ، و او را تمكين كند از ملك و نبوّت كه بفرمان خداى باشد و عدل و حكمت او چگونه انگشترى باشد كه اگر بدست ديو كافر افتد تا او دين و شريعت زير و زبر كند . ! ؟ و اين كفر محض باشد و خروج از دين مسلمانى ، و اين ترّهات و أباطيل براى آن آورده شد اينجا تا مردم واقف شوند بر قلّت عقل و ديانت آنان كه اين مذهب و اعتقاد روا دارند » . آنگاه بتأويل صحيح آيه پرداخته هر كه طالب باشد به آنجا مراجعه كند . مجلسى ( ره ) در جلد اول حياة القلوب در باب بيست و دوم كه در بيان قصص حضرت سليمان است در اواخر فصل اوّل بعد از نقل قريب همين قصّه از تفسير علىّ بن ابراهيم و از كتب عامّه گفته ( ص 244 چاپ سنگى بسال 1274 ) : « و جميع متكلّمان و مفسّران شيعه اين قصّه را انكار كرده‌اند و گفته‌اند
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 42 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث