تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
سى و شش حورى سر برزده از پيرهنى * همه سيمين تن و شكر سخن و مشكين خال بسر انگشت ادب معجرشان بگشادم * لعبتان ديدم سر تا قدم از لطف و جمال . . . شاد باش اى بسخن قدوهء ارباب هنر * كه حرامست بجز بر قلمت سحر حلال . . . گر تو دعوى دارى شعر تو معنى دارست * دعوى فضل ترا معنى يارست و همال . . . مردم چشم منى زانكه ترا ناديده * همه عالم به تو مىبينم اى خوب خصال
از اين بيت دانسته مىشود كه اين دو نفر يكديگر را نديده بوده‌اند .
قلمت مىكند احياى شب قدر از آن * همه كاميش بدادست خداى متعال چون معانىّ تو از حدّ كمال افزونست * من تجاوز ز حد خويش كنم اينت محال « 1 »
( تا آخر قصيده ) ترجمهء خاندان دعويدار قمى ( از ص 535 تا اينجا ) از مقدمهء سيّد على محدّث بر ديوان ملك الشّعراء قاضى ركن الدّين محمّد بن دعويدار قمّى نقل شد . أمّا « الشّيخ مسعود بن محمّد الصّوابىّ بسبزوار » : منتجب الدّين ( ره ) گفته : « الشّيخ مسعود بن أحمد الصّوابىّ « 2 » متكلّم متبحّر » فريد خراسان أبو الحسن بيهقى ( ره ) در تاريخ بيهق گفته ( ص 234 چاپ طهران بتصحيح استاد فقيد بهمنيار ( ره ) : « الامام فخر الزّمان مسعود بن علي أحمد الصّوابىّ - او را نسب از عزيزيان بود و ياد كرده آمد كه عزيزيان از فرزندان عبد الرّحمن بن عوف باشند و پدرش حكيم على صوابى متكلّم و شاعر بود و اشعار پارسى او مشهور است و اين امام يگانهء عهد بود و محترم بنزديك وزرا و اكابر و او را ثروتى و يسارى تمام مساعدت نمود ، و ديوان شعر او مجلّدى ضخم باشد و او را تصانيف بسيار است يكى كتاب صيقل الألباب ، و ديگر كتاب قوامع و لوامع در علم اصول ، و كتاب التّنقيح در اصول فقه ، و تذكير چهار
هامش
( 1 ) - براى اطلاع بهمهء اين قصيده رجوع شود به ديوان كمال الدين اسماعيل ( باهتمام دكتر حسين بحر العلومى ) ص 388 . دربارهء قصيدهء ركن الدين در مدح كمال اسماعيل نيز به مقدمه همان ديوان ( ص 58 ) رجوع شود ولى مصحح در مقدمهء خود متذكر نشده كه قصيدهء ركن الدين را از كجا نقل كرده است . و از اين قصيده اثرى در ديوان ركن الدين - كه نسخهء آن در كتابخانهء آستان قدس مشهد موجود است - ديده نميشود . ( 2 ) - نص : « صوانى » .
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 553 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث