تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
از شاعر ديگرى نبرده است . بعد از تأمّل در ديوان ركن الدّين مىبينيم كه شاعر در اشعار تازى خود تحت تأثير شعراى جاهلى و شعراى متقدم عرب قرار داشته و اشعار عربى او در حقيقت تقليدى استادانه از اشعار ايشان است . اسامى اشخاص و اماكن كه در اشعار قديم عرب آمده در اين ديوان نيز به چشم مىخورد نظير سليمى و سعدى و آل نعم و بنى جشم و ذو الغضا و ذو سلم و نعمان و . . . و در اسلوب شعر شباهت چشمگيرى بين اشعار عربى ركن الدّين با اشعار سيّد فضل اللّه راوندى مشاهده ميگردد . اشعار حكمى و پند و اندرز در ديوان ركن الدّين كم نيست :
شدت لنفسى معقلا من التّقى * انّ التّقى من أحسن المعاقل ظنّوا الكرام مضوا ألا قولوا لهم * بشرى فما أمّ الكرام بعاقر تزوّدى يا نفس و استكثرى * من التّقى انّ التّقى خير زاد
ركن الدّين در به كار گرفتن امثال و عبارات شبه مثل قادر است :
لا غرو ان راق الورى أخلاقه * فانّها شنشنة من أخزم و كم من معضل أعيا البرايا * غدا يدعو أبا حسن عليّا
اشارة الى قول عمر بن الخطاب : « قضيّة و لا أبا حسن فيها » .
و لكن ليس دهرى طوع أمرى * و لو ترك القطا ليلا لناما راموامدى شأوهما فى العلى * و دون ماراموه خرط القتاد
گويند آفتاب نيندود كس به گل * وين هست آن مثل كه درين نيست داورى پس چون به خاك تيره بيندود دست مرگ * آن آفتاب روشن چرخ پيمبرى
ركن الدّين قصيده را محكم ميگويد ولى آثار تصنّع را نيز مىتوان در آن مشاهده كرد . چنان كه در شرح حالش گذشت وى مردى فقيه و دانشمند بوده . در شعر فارسى خود اصطلاحات شطرنج را زياد به كار گرفته و گاهى اصطلاحات علم هيئت را نيز ميتوان در شعر او ملاحظه نمود . مطالبى كه معمولا شعراى آن عصر براى فضل فروشى از علوم ديگر وارد شعر خود ميكرده‌اند در ديوان اين شاعر نمىبينيم و نظير دو بيت زير كه شامل اصطلاحات منطقى است بندرت در ديوان او ديده مىشود :