غيبت و ظهور امام غايب بودند و زمام ادارهء امور دينى و دنيائى ايشان در دست نوّاب و وكلا بود حسين بن منصور حلّاج بيضائى صوفى معروف در مراكز عمدهء شيعه مخصوصا در قم و بغداد بتبليغ و انتشار آراء و عقايد خود پرداخت و در نتيجهء چند سال مسافرت و وعظ عدّهاى از شيعيان اماميّه و رجال دربارى خليفه را بعقيدهء خويش در آورد .
حلّاج بشرحيكه مصنّفين اماميّه نقل كردهاند در ابتدا خود را رسول امام غايب و وكيل و باب آن حضرت معرّفى ميكرده و به همين جهت هم ايشان ذكر او را در شمار « مدّعيان بابيّت » آوردهاند « 1 » و در موقعى كه بقم پيش رؤساى اماميّهء آن شهر رفته بوده و ايشان را بقبول عنوان فوق ميخوانده است رأى خود را در باب ائمّه به شرحى كه در فوق نقل كرديم اظهار داشته و همين گونه مقالات باعث تبرّى شيعيان امامى قم از او و طرد حلّاج از آن شهر شده است .
دعوى حلّاج در خصوص بابيّت و اظهار رأى مخصوص او در باب شمار ائمّه در حكم اعلان خصومت صريح با خاندان نوبختى بود چه يك تن از ايشان يعنى ابو القاسم حسين بن روح از سال 305 مقام وكالت و بابيّت امام غايب را داشت و قبل از آن نيز در عهد وكيل دوّم ، ابو جعفر محمّد بن عثمان . از خواصّ و محارم او بود و يك تن ديگر از آن خانواده هم كه ابو سهل اسماعيل بن على باشد در تاريخ قيام حلّاج رئيس اماميّه در بغداد شمرده ميشد و به تفصيلى كه ديديم ابو سهل علاوه بر اين مقام رياست و نفوذ در ميان وزراء و عمّال و كتّاب دربارى حافظ اصول مذهبى فرقهء اماميّه و مدافع آن بود و گذشته از لحاظ سياسى و دنيائى از نظر دينى نيز اوقات خود را در ردّ و دفع مخالفين فرقهاى كه رياست آن بر عهدهء او بود و در احتجاج و مناظره با ايشان ميگذراند .
حلّاج كه از او مقالاتى در باب حلول و ادّعاى معجزه و رسالت و ربوبيّت ظاهر شده بود مصمّم شد كه ابو سهل اسماعيل نوبختى را در سلك ياران خود در آورد
هامش
( 1 ) - غيبت طوسى ص 262 .