تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
ثابت قمّى كه صدر جريده ، و شه‌بيت قصيده ، و سابق حلبهء ملك بود از اين وضع مضطرب شد و بر خود چون مار پيچان گشت و ميخواست كه وزارت به دو دهند قصد وزير و اتابك ميان دربست و بسلطان سنجر پيغام فرستاد كه تعيين وزراى عراق بفرمان تو ميبود اكنون اتابك آقسنقر « 1 » وزير نشانى مىكند ، و اين مقدّمه منتج آن آمد كه كمال الدّين ثابت را گرفته در قلعهء همدان هلاك كردند و عزّ الملك بغايت متمكّن و متغلّب شد و بقتل كمال الدّين ثابت چون اژدرهاى هفت سر شد ، يمنة و يسرة ميزد و آتش ظلم و بيداد مىافروخت و جهان را مىسوخت تا مالى طائل و يسارى فراوان بيندوخت ، و چون اتابك آقسنقر وفات يافت او را گرفته بمصادره و مطالبه معذّب داشتند تا آنچه او را بود از صامت و ناطق تمامت بخزانه سپرد و در حبس بر بدترين حالى بمرد » . غياث الدين خواند مير در حبيب السير هنگامى كه وزراى سلطان مسعود سلجوقى را ذكر مىكند چنين گفته ( ص 189 ج 2 چاپ بمبئى ) : « و عزّ الملك مجد الدّين بروجردى از كمال حرص و شرارت نفس در سنّ هفتاد سالگى وزارت سلطان مسعود را تكفّل نمود و در تشييد قواعد ظلم و جور اهتمام فرمود بنابراين كمال الدّين ثابت القمّى كمر عداوت عزّ الملك بر ميان بست و خواست كه او را خوار گرداند عريضه‌اى نزد سلطان سنجر فرستاده مضمون آنكه : پيوسته تعيين وزراء ممالك عراق مفوّض برأى نوّاب كامياب سلطان بوده امّا حال اتابكان به اختيار و اعتبار خود مغرور شده بىاستجازه و استشارهء آن حضرت وزير نشانى ميكنند و مضمون اين عرضه داشت بسمع اتابك قراسنقر رسيده كمال الدّين ثابت را در قلعهء همدان بقتل رسانيد و اين صورت موجب ازدياد عزّت عزّ الملك شده بيشتر از پيشتر باندوختن مظلمه مشغول گشت مقارن آن حال اتابك قراسنقر وفات يافت و سلطان مسعود بأخذ و قيد عزّ الملك اشارت فرمود و محصّلان آنچه وزير پرتزوير از اموال حرام جمع آورده بود از وى گرفتند و او را بزندان فرستادند » . و در دستور الوزراء گفته ( ص 213 - 214 ) : « عزّ الملك بن مجد الدّين البروجردى از كمال حرص و شرارت نفس در
هامش
( 1 ) - كذا ليكن صحيح « قراسنقر » بتصريح عماد كاتب به آن در تواريخ آل سلجوق .