مولاه فعليّ مولاه » و از ابو على عطائى همدانى منقول است كه مىگفته كه : من اين حديث را از دويست و پنجاه طريق روايت دارم . و شيخ محمّد جزرى شافعى را كه از اكابر متأخّران ائمّهء حديث است رسالهايست متداول مشهور كه تواتر حديث غدير در آنجا از چندين طريق مذكور است .
و بالجمله اين خبر هدايت اثر بر رغم انف منافقان متواتر و مشهور و در شيوع و ظهور چون نور بر شاهق طور است و منكر آن كسى تواند بود كه از تتبّع احاديث دور يا از حليهء عقل و انصاف مهجور باشد .
و آنچه سابقا مذكور شد از توقّف حضرت رسالت در تبليغ امر پروردگار در اوّل بار بنابر مصلحت روزگار و خوف مناقشهء اغيار مؤيّد است به آنكه ابن حجر متأخّر در كتاب صواعق محرقهء خود شطرى از روايات آورده كه دلالت واضحه دارد بر آنكه قريش را با حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كينه و عداوت بسيار بود و نفس امّارهء ايشان بامارت و خلافت او راضى نبود . و ثعلبى كه از رؤساى مفسّرين اهل سنّت و امام فنّ حديث ايشانست در تفسير خود ذكر نموده كه : بعضى از كينه - ورزان غوايت مصير بعد از استماع قصّهء غدير اظهار كراهت خلافت حضرت امير نمودند بلكه طريقهء انكار وحى الهى در آن باب مىنمودند .
و تفصيل آن بر وجهى كه در تفسير شيخ ابو الفتوح رازى مسطور است آنست كه شخصى از سفيان پرسيد كه :
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ * لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ * مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ
« 1 »
در شأن كه فرود آمد و آن سائل كه بود كه از خداى تعالى عذاب خواست و خداى تعالى از وى دريغ نداشت سفيان گفت : از من سؤالى كردى كه پيش از تو از من كسى اين سؤال نكرد بدانكه پدرم روايت كرده از باقر علوم انبيا محمّد بن على از پدرش از پدرانش كه چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بغدير خمّ دست على را گرفت و او را بر منبر برد و گفت : من كنت مولاه فعليّ مولاه اين خبر در أحياء و قبايل عرب
هامش
( 1 ) - آيهء 1 و 2 و 3 سورهء مباركه المعارج .