2 - قاضى نور اللّه شوشترى - أنار اللّه برهانه و أفاض عليه برّه و احسانه - در مجلس اوّل از مجالس المؤمنين تحت عنوان « غدير خمّ » گفته ( ص 37 ج 1 چاپ اسلاميّه ) :
« و تفصيل قصّهء غدير و تقرير آن بر وجهى كه در طريق مخالفان و بعضى از روايات ما واقع شده است آنست كه : چون حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از حجّة الوداع رجوع فرمود و در وقت پيشينى كه هوا در نهايت حرارت بود جبرئيل عليه السّلام بيامد و راه او بگرفت و اين آيهء وافى هدايه آورد كه : يا أيّها الرّسول بلّغ ما انزل اليك من ربّك ؛ الاية ، پس در آن وقت پيشين كه نزول مسافر در آن وقت متعارف نبود در چنان هواى گرم كه مردم از غايت گرمى رداى خود را در زير پاى مىنهادند حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن مقام نزول فرمودند بلال را فرمود تا تكبير كرد و خلق جمع شدند و زير درخت مغيلانى را از خار و خاشاك پاك كردند و از پالان شتران منبرى مرتّب ساختند و چادرى بر روى آن انداختند و آن حضرت بر بالاى آن رفته خطبه آغاز كردند و در آن خطبه ذكر نمودند كه :
خداى تعالى مرا امر بتبليغ بعضى از احكام فرموده ، و بواسطهء قرب من بلقاى پروردگار تأكيد در تبليغ آن نموده ، و در توقّف از آن وعيد فرستاده ، و در ابلاغ آن وعدهء عصمت از آسيب مردم داده بعد از آن دست امير المؤمنين على عليه السّلام را گرفت و برداشت چنان كه پاى على عليه السّلام بسر زانوى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد و فرمود : أ لست أولى بكم من أنفسكم ؟ يعنى : آيا نيستم من سزاوارتر بشما از نفسهاى شما اى مسلمانان ؟ قالوا : بلى يا رسول اللّه ، قال : من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه ، يعنى : كسى كه من به دو سزاوارترم از نفس او اين على به دو سزاوارتر است از نفس او .
آنگاه او را اين دعا كرد : اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله ، و أدر الحقّ معه كيفما دار . هنوز مردم متفرّق نشده بودند كه اين آيه نازل شد : اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا ، پس حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : الحمد للّه على اكمال
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 374
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٣٧٤