از پالان ، و گفتن او در حقّ امير المؤمنين على عليه السّلام : من كنت مولاه فعليّ مولاه ، و دعا كردن او بر وجهى كه مناسب شأن ملوك و خلفا است نخواهد بود الّا جهت امرى عظيم الشّأن جليل القدر مانند نصب او جهت امامت و خلافت نه از براى مجرّد اظهار محبّت و نصرت و نظاير آن خصوصا قول حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن خطبه كه أ لست أولى بكم من أنفسكم ؟ صريح است در رياست دين و دنيا ، چه اولى بنفس مردم از مردم پيغمبر است يا امام عليه السّلام ، بعد از وقوع اين خطبه و بعد از نزول آيهء سابقه و آيهء لاحقه يعنى : اليوم أكملت لكم دينكم ؛ الاية ، لابدّ است كه مراد از « مولى » متولّى و متصرّف در امور مسلمانان باشد نه ناصر و محبّ و غير آن از معانى كه در لغت مقرّر شده چه جميع مؤمنان در آن شريكند . و على هذا حاصل كلام آن حضرت اين مىشود كه : علىّ بن ابى طالب اولى بتصرّف است در حقوق مردم و تدبير امور ايشان بعد از من همچنانكه من الحال أولى بتصرّفم در آن ، و معنى امامت همين است .
پس بعد از تواتر حديث مذكور و وضوح حجّيّت او بر وجهى كه مسطور شد اقدام بقدح و منع در آن يا تأويل آن بطريق تأويلات ملحدان چنان كه صاحب - مواقف و امثال او از متأخّران اهل سنّت ارتكاب آن نمودهاند بنابر سوء فهم و استعداد يا تورّط در عصبيّت و عناد خواهد بود ! و چگونه قدح در آن توانند نمود و وادى انكار آن را توانند پيمود و حال آنكه نزد جمهور ائمّهء حديث بدرجهء صحّت رسيده بلكه متراقى بمرتبهء تواتر و بالاتر گرديده تا آنكه شيخ مفسّر محدّث عماد الدّين ابن كثير شامى شافعى در تاريخ كبير خود در ترجمهء محمّد بن جرير الطّبرى شافعى ذكر كرده ، و او را كتابى است مشتمل بر دو مجلّد ضخم كه احاديث غدير خمّ را در آن جمع كرده و كتابى ديگر كه در او طريق حديث طير را مذكور ساخته و نقل كرده از أبو المعالي جويني شافعى كه مشهور به امام الحرمين است كه او تعجّب ميكرده و مىگفته كه : مجلّدى در بغداد بدست صحّافى ديدم كه در بيان روايات غدير خمّ بود و در ظهر آ مجلّد نوشته بود : المجلّدة الثّامنة و العشرون من طرق . « من كنت
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٣٧٦