محصل عبارت آنكه :
بدانكه در احكام أهل بغى در دو مقام سخن پيش مىآيد اوّل آنكه آيا ايشان كافرند يا نه ؟ اصحاب ما يعنى علماى شيعه برآنند كه ايشان كافرند خواجه نصير طوسى ( ره ) در تجريد العقائد گفته كه :
آنان كه با امير المؤمنين على عليه السّلام جنگ كردهاند كافرند و آنان كه راه مخالفت او را پيمودهاند فاسقاند و چنين به نظر ميرسد كه مراد خواجه از اين مخالفان كسانىاند كه در جنگ او را يارى نكردند و مخالفت با او نمودند چنان كه ذيل كلام وى كه ما آن را نقل نكردهايم بر اين اشاره مىكند و امام شافعى برآنست كه باغى اسم ذمّ نيست بلكه معنى آن آنست كه انسان اجتهاد نموده ليكن اجتهادش بر خطا بوده است چنان كه كسى با فقها در برخى از مسائل مخالفت كند و تفتازانى در شرح مقاصد گفته : كسانى كه با على عليه السّلام مخالفت كردهاند باغى هستند براى آنكه بر امام حق خروج كردهاند بشبههء اينكه وى كشندگان عثمان را نكشت و قصاص عثمان مقتول را از ايشان نگرفت و بدليل اين حديث كه پيغمبر بعمّار خطاب كرده و فرموده : فئه باغيه كه همان اهل بغى باشند ترا خواهند كشت و كشندگان وى ايشان بودند ، و به جهت اين كلام صادر از امير المؤمنين عليه السّلام : اخواننا بغوا علينا ؛ يعنى آنان كه با ما جنگ كردند برادران ما بودند كه بر ما بغى كردند و از اين كلام نه كفر بر ميآيد و نه فسق ، بارى مخالفان أمير المؤمنين كه اهل بغى باشند نه كافرند و نه فاسقاند و نه ظالم ، زيرا ايشان همهء اين بيانات گذشته را توجيه و تأويل ميكنند و اگر چه توجيه و تأويل ايشان درست نباشد پس غايت امر آن مىباشد كه ايشان اجتهاد كردهاند ليكن در اجتهاد مخطى بودهاند نه مصيب ، و اين معنى دلالت بر آن ندارد كه ايشان را فاسق بخوانيم تا چه رسد بكافر ، و معتزله برآنند كه بغى اسم ذمّ است و اهل بغى فاسقاند .
و دلائل بر تكفير ايشان كه علماى شيعه قائل شدهاند بيش از آنست كه آنها را توان شمرد » .
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٣٦٦