تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
« تنبيه - از جملهء غرائب مقالات واهيه و معتقدات فاسدهء اهل خلاف آنست كه جماعت باغيهء طاغيهء اهل جمل را كه با أمير المؤمنين مقاتله و محاربه نمودند و بدست ملازمان ركاب ولايت انتساب - شكر اللّه مساعيهم - مقتول شدند شهدا ميخوانند و زيارت قبور ايشان را از جملهء مستحبّات ميدانند با آنكه قائلند به آنكه جماعت معهوده أهل بغى بوده‌اند ، و از طريق حق عدول و انحراف نموده‌اند ، و در صحّت حديث يا عليّ حربك حربي و سلمك سلمى ؛ شكّ و شبهه ندارند ، و خبر هدايت اثر : عليّ مع الحقّ و الحقّ معه ؛ را از جملهء صحاح اخبار ميشمارند . و عجبتر آنكه رؤساى اين جماعت را كه طلحه و زبير و عايشه‌اند بلكه معاويه را نيز كه رأس و رئيس قاسطان و سر حلقهء اهل بغى و طغيانست در مخالفت و مقاتله كه با حضرت مرتضوى نموده‌اند معذور ميدارند و از اهل استحقاق ثواب ميدانند و ميگويند كه : ايشان مجتهد بوده‌اند و در وقايعى كه از ايشان وقوع يافته اجتهاد نموده‌اند غاية ما في الباب آنست كه ايشان در آن اجتهاد مخطى بوده‌اند و على عليه السّلام سالك مسالك صواب ، و مجتهد مخطى را يك ثواب حاصل است ، و مجتهد مصيب را دو ثواب . بر ارباب عرفان و اصحاب بصيرت و ايقان پوشيده نيست كه ايشان را رتبهء اجتهاد كه استنباط و استخراج فروع از اصول است نبوده و مقاتلهء ايشان نه از روى اجتهاد بلكه از غايت مكابره و عناد بوده ، و بر تقدير تسليم اجتهاد و خطاء در آن ميگوئيم : خطاى ايشان نه تنها در فروع واقع شده بلكه در اصل ايشان نيز خطا واقع است ( تا آنكه گفته ) و از جملهء مقالات واهيهء فاسدهء ايشان آنست كه معاويهء طاغى را كه قبايح و رذائل او متجاوز از حدّ احصا و خارج از حيطهء استقصاست با آنكه ظالم و باغيش ميخوانند اكثر أجلّهء ايشان تجويز لعن او نميكنند و جايز اللّعنش نميدانند و ميگويند : در لعن او توقّف داريم و حال آنكه معنى لعن نيست مگر بعد و دورى از رحمت الهى ، و شكّ نيست كه كسى كه متّصف به آن صفات ذميمه و قبيحه باشد كه او به آنها متّصف بوده است از رحمت ربّانى دور و از سعادت قرب درگاه سبحانى محروم و مهجور است و آيهء ألا لعنة اللّه على القوم الظّالمين در اين باب دليلى