تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
مغازلى بهشت سند روايت كرده است ، و ابن صبّاغ مالكى در فصول مهمّه از ابن عبّاس روايت كرده است ، و حاصل همه آنست كه حضرت رسول ( ص ) برادر گردانيد هر يك از مهاجر و انصار را با كسى كه در سعادت يا شقاوت نظير او بود ؛ چنان كه ابو بكر را با عمر ، و عثمان را با عبد الرّحمن بن عوف ، و طلحه را با زبير ، و سلمان را با ابو ذر ، و همچنين ساير صحابه را برادر گردانيد و حضرت امير ( ع ) را با كسى برادر نكرد حضرت امير ( ع ) گريان شد ؛ حضرت رسول ( ص ) فرمود : من ترا از براى خود گذاشتم پس دست او را گرفت و بلند كرد و گفت : على از منست و من از اويم ، و او از من بمنزلهء هارون است از موسى . و مضامين اين اخبار صريحند در آنكه آن حضرت ممتاز بود از ميان ساير صحابه ، و به غير حضرت رسول ( ص ) نظيرى و شبيهى كه شايستهء برادرى او باشد نبود . پس بايد در امامت و رياست نيز شبيه آن حضرت بوده باشد و در مسند احمد به چند سند از جابر انصارى روايت كرده است كه حضرت رسول ( ص ) گفت : ديدم كه بر در بهشت نوشته بودند به دو هزار سال پيش از آنكه حقتعالى آسمانها را خلق كند : محمّد رسول خداست ، و على برادر رسول خداست » .

تعليقهء 74 ( ص 173 ؛ س 2 و 5 ) ولايت و وصايت امير المؤمنين و مأخذ قطعهء شعر پنج بيتى

چون « وليّ خدا و وصي مصطفى بودن امير المؤمنين على عليه السّلام » سراسر كتاب در آن باب است پس حاجتى نيست كه بابى جداگانه براى آن منعقد كنيم . امّا مأخذ اشعار ؛ علم الهدى ( ره ) در كتاب فصول مختاره كه از « العيون و المحاسن » شيخ بزرگوار مفيد ( ره ) اختيار كرده است گفته : ( ج 1 ص 6 چاپ دوم نجف ) : « و حدّثني الشّيخ - أدام اللّه عزّه - قال : و حدّث عن الحسن بن زيد قال : حدّثني مولاي قال : كنت مع زيد بن عليّ ( ع ) بواسط فذكر قوم أبا بكر و عمر و عليّا ( ع )
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 362 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث