تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
ذكر آن « مقتدر » ضبط شده است بطور قطع و بدون هيچ شكّ و ترديد ناشى از اشتباه و سهو القلم است ؛ يا از ناحيهء مصنّف « بعض فضايح الرّوافض » ، و شيخ عبد الجليل ( ره ) نيز نظر به آنكه در اصل اين مدّعا ترديد نداشته ليكن نام خليفهء عبّاسى كه قائم است يا غير او در نظرش نبوده و بمراجع لازم نيز مراجعه نكرده و در جواب كلام معترض مطابق نقل او جواب داده است ، و يا نويسندگان نسخ در همهء موارد مرتكب اين اشتباه شده‌اند ؛ خدا مىداند ، در هر صورت مدّعاى مزبور كه « قيام بساسيرى در زمان قائم بوده است » در نزد اهل فنّ از قبيل واضحات است و بعد از وضوح آن ، اشتغال بنقل كلمات كتب تراجم و تواريخ تحصيل حاصل مىباشد و نيز به طول مىانجامد با آنكه در تعليقات همان موضع از كتاب نقض ( ص 139 - 140 ) عبارت ابن الفوطى و ابن الاثير را نقل كرده‌ايم و آن كافى در اثبات اين موضوع است . و از جملهء امورى كه اين مدّعا را آفتابى مىكند آنست كه مورّخان تصريح كرده‌اند كه مقتدر روز چهارشنبه بيست و هفتم شوّال سيصد و بيست هجرى كشته شده است و قضيّهء بساسيرى بسال چهار صد و پنجاه بوده و تا پنجاه و يك طول كشيده است پس بساسيرى يكصد و سى سال يا يكصد و سى و يك سال بعد از مرگ مقتدر بقتل رسيده است و همهء تواريخ بصحّت اين مطلب نيز باتّفاق كلمه و صراحت لهجه ناطق است پس انطباق وقوع قضيّهء بساسيرى با مقتدر محال و غير ممكن خواهد بود . با وجود اين بنقل اندكى از آنچه مناسب مقام و مفيد به نظر مىرسد مىپردازيم . ابن خلكان در وفيات الاعيان گفته : « أبو الحارث أرسلان بن عبد اللّه البساسيريّ التّركيّ مقدّم الأتراك ببغداد ؛ يقال : انّه كان مملوك بهاء الدّولة بن عضد الدّولة ابن بويه و اللّه أعلم ، و هو الّذي خرج على الإمام القائم بأمر اللّه ببغداد ، و كان قد قدّمه على جميع الأتراك و قلّده الامور بأسرها ، و خطب له على منابر العراق و خوزستان فعظم أمره و هابته الملوك ثمّ خرج على الامام القائم و أخرجه من بغداد و خطب للمستنصر العبيديّ صاحب مصر ، فراح الامام القائم الى أمير العرب محيي الدّين أبي الحارث