تعليقهء 66 ( ص 132 ؛ س 7 ) امير گردباز و پسر پادشاه مازندران
حافظ ابرو در مجمع التواريخ ضمن ذكر كسانى كه بروزگار محمد بن بزرگ اميد كشته شدهاند گفته :
« قتل امير گردباز و بن على بن شهريار پادشاه مازندران بسرخس در محرّم سنهء سبع و ثلاثين و خمسمائة » عبارت مذكور در جامع التّواريخ رشيد الدّين فضل اللّه همدانى نيز هست رجوع شود بص 161 چاپ بنگاه ترجمه و نشر كتاب )
سيد ظهير الدين مرعشى ( ره ) در تاريخ رويان و طبرستان و مازندران گفته ( ص 57 چاپ پطرزبورغ بسال 1266 هجرى و ص 40 - 41 چاپ تهران بسال 1333 هجرى شمسى بتصحيح عباس شايان )
« استندار كيكاوس بن هزاراسف برادر شهر نوش بود مرد مردانه رفيع مقدار جليل مرتبه بوده است و خواهرزادهء كياى بزرگ اميد ديلمانى بود و در ايّام شهر - نوش كيكاوس ملازم شاه غازى رستم بودى و شاه غازى را با ملاحده جنگها بودى چنان كه يك نوبت به شلسكوه شبيخون و تاخت كرده پنج هزار ملحد را گردن بزد و در آن رودبار شلسكوه پنج منار از سر نحس آن ملاعين بساخت .
و سبب مخالفت شاه غازى با ملاحده خود اوّلين سبب دين و اسلام بوده است امّا بعد از آنكه تعصّب دين در ميان ايشان محكم گشت شاه غازى پسرى داشت بغايت صاحبجمال و به صورت و سيرت بين الاقران مثل نداشت شاه غازى او را با يك هزار مرد به خدمت سلطان سنجر فرستاد تا ملازم درگاه باشد روزى ملكزاده به حمّام سرخس رفته و بيرون آمده و به مسلخ حمّام نشسته بود دو نفر ملحد فرصت يافته بودند ملكزاده را كارد زدند و بدرجهء شهادت رسانيدند و او را در جوار مشهد امام علىّ بن موسى الرّضا عليهما الصّلوات من الرّحمن دفن كردند و قبّهاى جهت