تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
آخر آنچه گفته ) » . چنان كه ملاحظه مىشود از بيانات گذشته صريحا برمىآيد كه فخراور بسال 487 كه زمان مسافرت ابن الخيّاط به شهر رى در همراهى و مصاحبت وزير تتش ابن الب ارسلان « هبة اللّه بن بديع » كه از فضلاى بسيار معروف مىباشد مستوفى رى بوده است و شاعر مذكور از او توقّع صله و جايزه‌اى كه مطابق شأن او باشد داشته و چون مطابق ميل شاعر عملى نشده است فخراور را به همان چهار بيت مذكور هجو كرده و طبق گفتار فردوسى :
« كه شاعر چو رنجد بگويد هجا * بماند هجا تا قيامت بجا »
هجو مذكور باقى مانده است با آنكه شاعر مذكور اگر توقّع بى مورد هم داشته باشد و عملى نشود هجو خود را خواهد ساخت و به حق و باطل بودن توقّع خود نظر نخواهد انداخت . امّا آنچه نگارنده در ذيل صفحهء چاپ اوّل نقض ( ص 227 ) نوشته است كه : « محتمل است كه فخراور همان باشد كه جدّ قضويان قزوين است ، حمد اللّه مستوفى در اواخر تاريخ گزيده ( باب ششم ، فصل هفتم ، ص 847 ) گفته : « قضويان جدّشان فخر الدّين فخراور در ديوان قضا وكالت كردى بدين سبب ايشان را قضوى خوانند » احتمالى بعيد است . و نيز تأييد مىكند مدّعاى مذكور را اثرى كه از رئيس عبد الصّمد بن فخراور غازى شهيد باقى مانده و شاهدى تا حدّى روشن براى اثبات مدّعاست و آن اينكه : آقاى سيّد محمّد تقى مصطفوى در رسالهء مختصر خود كه در شهريور ماه سال 1330 هجرى تحت عنوان « بمناسبت پايان تعمير و خاتم كارى صندوق و تجديد ضريح آستانهء حضرت عبد العظيم » چاپ نموده گفته است ( ص 14 ) : « درب عتيقهء آهنى و كتيبهء كوفى آن - قديمىترين أثر موجود در آستانهء حضرت عبد العظيم ( ع ) دو قطعه كتيبهء كوفى آهنى است كه طول هر كدام آنها 70