تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
صالح قوام الدّين علىّ بن منتهى و فقها برقرار و همه وقت بتعليم و تعلّم مشغول ، به چندين ولايت كه اين ضعيف رسيده است به هيچ بقعه از بقاع اهل اسلام آن جمعيّت و حرص فقها و صلاح و تعلّم و تكرار نديد كه در آن مدرسه ، ان شاء اللّه همچنان مانده باشد » . اين مدرسه كتابخانهء معروفى نيز داشته است چنان كه از بيانات زيرين ابن - اسفنديار كه در مقدّمهء همين تاريخ طبرستان گفته است برمىآيد و نصّ عبارت او اين است ( ص 4 ) : « درين حادثه مدّت دو ماه اين ضعيف به شهر رى نوردهاى شبانروز درهم پيخت « 1 » ، و آب عبرت بغربال ديدهء پر حسرت مىبيخت ، و با آن تقدير تدبيرى جز خويش را بمطالعهء كتب آرام دادن نديد . يكى از ملوك را پرسيدند : غايت منيتهاى تو چيست ؟ گفت : حبيب أنظر اليه ، و كتاب أنظر فيه . و الحق از مطالعهء اخبار و آثار قرون سوالف و ملوك غوابر ، و وقايع و حوادث و تبلّج عجائب و تبرّج مصائب كه در ايّام هر يك بود تسكين دل اين مسكين حاصل ميشد ، با خود گفتم :
فانّ الاولى بالّطفّ من آل هاشم * تآسوا فسنّوا للكرام التّآسيا
تا روزى در دار الكتب مدرسهء شهنشاه غازى رستم بن علىّ بن شهريار در ميان كتب جزوى چند يافتم در ذكر گاوباره نبشته » . سيد ظهير الدّين مرعشى ( ره ) در تاريخ طبرستان و رويان و مازندران تحت عنوان « فصل در سبب مخالفت كيكاوس با شاه غازى رستم » چنين گفته است ( ص 41 - 42 نسخهء چاپى ) : « در آن عهد سلطان غزان لشكر كشيده بود و بسر سلطان سنجر درآمد و ميان ايشان محاربهء بسيار واقع گشت ، عاقبت سنجر دستگير گشت و محبوس شد . برادرزادهء سنجر ، سليمان شاه گريخته رجوع بشاه غازى كرد ، شاه غازى او را بهمدان فرستاد و بر تخت نشاند . سليمان شاه ولايت رى را بشاه غازى رستم مسلّم داشت و خواجه
هامش
( 1 ) - پيختن يعنى پيچيدن .