تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
اصفهبد را داده بود ، اصفهبد رى با تصرّف گرفت و خواجه حسن نجم الدّين را بعميدى ولايت رى بفرستاد و دهخداى نجم الدّين محمّد را كه پدر سعد الدّين على بود بمشرفى رى ، و يك سال و هشت ماه رى و اعمال او تا مشكو بتصرّف ديوان اصفهبد بود ، و جملهء معارف و قضاة و سادات رى بمازندران در خدمت شاه غازى بودند و همچنين خوار و سمنان ، و پدر سيّد عزّ الدّين يحيى كه مرتضى گفتند و از او بزرگوار [ تر ] و محترم‌تر سيّدى در عالم نبود با شاه غازى بر تخت نشستى و حكم فرموده بود بخزانه و داريخانه « 1 » و جامه خانه و ولايت خويش كه هر چه آن سيّد بخطّ خويش بر نويسد كه : مرا فلان چيز مىبايد همه بدهند و خطّ او توقيع من شناسند ، و سيّد با چنين تمكين مدّتى بمازندران بماند ، و به جهت سيّد ديگرى از قزوين كه كمال الدّين مرتضى گفتند و برادر او سيّد قوام الدّين منتهى صد و بيست هزار دينار زر داد تا برى بمحلهء در زامهران مدرسه‌اى كردند و هفت پاره ديه كه از امّهات قراى رى است بخريدند و بر اين مدرسه وقف كردند ، و بمازندران از قصعه و قصيعه و حصير تا ببرنج و شكر و نبات و روغن برسم پديد آورد ، و هر سال تشريف به جهت متولّى مدرس و فقها ميفرستاد و اگر كسى آن وقفنامه برى مطالعه كند بداند كه همّت آن پادشاه تا كجا برسيد در شرايط آن وقف ، و به حمد اللّه هنوز آن مدرسه باقيست و تا قيامت باد ، و فرزندان آن سادات و دويست و اند نفر ديگر علويان قزوينى از خيرات او با بهرهء تمامند ، و بعد وفات او اصفهبد علاء الدّوله الحسن بن رستم دوازده هزار دينار زر از رى كه بدست سيّد كمال الدّين وديعت بود براى مستحقّان طالبيّه با مازندران فرمود آورد و امروز بدر زامهران آن مدرسه برقرار است كه بحث علم مىرود و مدرّسى بزرگوار سيّد ضياء الدّين سلّمه اللّه كه در صلاح و ظلف « 2 » و استيعاب انواع علوم بىنظير است ، و شاگرد سديد محمود حمّصى متكلّم اماميّه ، و متولّى سيّد
هامش
( 1 ) - تصحيح قياسى ، در الف : داربخانه . دارى را در بعضى از فرهنگهاى فارسى بمعنى انبار آورده‌اند . در ب : اين جمله نيست . ( 2 ) - ظلف ( بفتح ظاء و لام ) خوددارى از ناشايست را گويند .
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 296 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث