سنجر رفت و مقام كيامجير الدّولهء اردستانى را گرفت .
وزارت مجد الملك قمى در پيش بركيارق قريب دو سال طول كشيد ( 490 تا شوّال 492 ) و او درين مدّت بهمدستى زبيده خاتون بر جميع مهامّ مملكتى مستولى بود ليكن دشمن قديم او مؤيّد الملك از سال 488 كه بتحريك زبيده و وزير او مجد الملك از كار افتاده بود تمام همّ خود را صرف كشيدن انتقام از ايشان كرد و به شرحى كه در احوال او در ذيل وزراى سلطان محمّد بيايد بالاخره توفيق يافت كه مجد الملك را در 18 شوّال 492 در زنجان بكشد ، و زبيده را در همين ماه در رى محبوس و مقتول سازد و بر اثر بسلطنت برداشتن محمّد بزرگترين زحمت را در بقيّهء مدّت سلطنت بركيارق براى او از اين رهگذر توليد نمايد . واقعهء قتل مجد الملك را در ضمن احوال مؤيّد الملك نقل خواهيم كرد .
مجد الملك قمى بتصديق انوشروان بن خالد از فاضلترين و كاردانترين مستوفيان روزگار بود ، و در حفظ قوانين و تدبير دواوين و ضبط حساب نظير نداشت ، ( عماد ص 60 ) . بعلاوه مردى كريم و فضل دوست بود و فضلا و شعرا را مىنواخت و به همين جهت ذكر محامد او زينت ديوان غالب ايشان شده است ، از آن جمله امير الشّعرا معزّى و مؤيّد الدّين طغرائى او را بقصايدى غرّا ستودهاند كه ما ذيلا ببعضى از آنها اشاره مىكنيم »
آنگاه بتفصيل بموارد مدح او اشاره كرده و ترجمه را با فوايد ديگرى بپايان رسانده است كه از آن جمله سه عبارت نسبة مفصّل از كتاب « بعض مثالب النّواصب » در آخر ترجمه آورده است و چون لبّ ترجمه و مغز كلام در شرح حال او همين كتاب شريف است ما بيش از اين در اين تعليقات سخنى نميگوئيم كه :
از بيانات گذشته به خوبى معلوم مىشود كه مجد الملك بسيار بزرگ و خيّر و نيكونام و خدمتگزار بدين و دولت و ملك و ملّت بوده است و همهء سخنان دشمنان در حقّ او كه با باطنيان مربوط بوده است از پروندهسازى و بدنفسى مؤيّد الملك خائن و جانى بوده است و اگر در نتيجهء عمليّات پسنديدهء او خواجه نظام الملك
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 270
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٢٧٠