تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
بركياق بعد از فوت عزّ الملك برادر او مؤيّد الملك را كه در فتنهء خراسان و كشمكشهاى بين ارسلان ارغو و بورى برس باصفهان گريخته بود بوزارت خود برداشته و اين مرد كافى كارى كه بعد از خواجه يكى از لايق‌ترين وزراى سلاجقه است و با وجود سابقهء دشمنى كه بين مجد الملك و خانوادهء او بود نظر بكفايت و لياقت مجد الملك او را به خدمت خود خواست ليكن مجد الملك كناره‌گيرى را مصلحت خود دانست و شايد چون طالب صدارت بود ماندن در زير دست مؤيد الملك را كه استقلالى تمام داشت و حكومت كردن بر او ممكن نبود مقرون بصرفهء خود نميديد . بارى مؤيّد الملك در دورهء وزارت كوتاه خود در دستگاه بركيارق ( از ذى - الحجّهء 487 تا صفر 488 ) بزرگترين دشمن سلطان يعنى عمّ او تتش را در 12 فرسخى رى مغلوب و مقتول كرد و اساس دولت او را كه در عهد برادرش عزّ الملك تزلزل كلّى يافته بود بر پايه‌اى استوار و مستحكم ساخت ، ليكن بركيارق قدر خدمت او را ندانست و مجد الملك كه همواره چشم بصدارت دوخته بود بلافاصله بعد از شكست و قتل تتش از اصفهان برى آمد و با زبيده خاتون مادر بركيارق كه نسبت به مؤيّد الملك نظرى خوش نداشت دست يكى كرد و اين خاتون و مجد الملك چنان كه در احوال فخر الملك خواهيم ديد بالاخره بر اثر رشوه‌هايى كه فخر الملك بسلطان و دشمنان مؤيّد الملك داد بركيارق را بعزل مؤيّد الملك واداشتند و فخر - الملك برادر بزرگتر او را كه كفايت و لياقت مؤيّد الملك را نداشت در صفر 488 بوزارت بركيارق نشاندند تا در حقيقت او آلت اجراى مقاصد ايشان باشد . در تمام مدّت وزارت فخر الملك در پيش بركيارق ( 488 - 490 ) وزير واقعى مجد الملك بود كه وزارت زبيده خاتون و رياست استيفاء سلطانى را داشت و فخر - الملك اسمى بلامسمّى و صورتى بدون معنى بود ( عماد ص 86 ) عاقبت در سال 490 موقعى كه بركيارق با وزير خود فخر الملك و مجد الملك براى دفع فتنهء خراسان با برادر خويش سنجر به آن ديار رفته بود ، فخر الملك را از وزارت معزول كرد و مجد الملك را سمت صدارت داد و فخر الملك چنان كه در احوال او بيايد بوزارت