تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
« در عهد كتبو قادر شهور سنهء خمس و تسعين و ستّمائه جزر و نزر نيل بغايت رسيد و قحطى واقع شد كه بعد از زمان يوسف عليه السلام بدان صفت نشان نميدادند . . . از ثقات روايت است كه صد و بيست هزار نفر محترفهء مصرى از فرط جدوبت و عدم قوت سپرى شدند و موتى را در هر نواحى و اصقاع بر مثال جيف و سباع و ضباع در اغوار و گوشه‌ها بر سر يكدگر مىانداختند » . خاقانى در قصيده‌اى كه در بيان دردمندى خود نسبت ببيمارى فرزندش سروده گفته است ( ص 627 ديوان او ، چاپ هند ) :
« هر عقاقير كه داروكدهء بابل راست * حاضر آريد و بها بدرهء زر باز دهيد »
و در غياث اللّغات گفته : « عقاقير بفتح اوّل و دو قاف و ياء معروف و راء مهمله جمع عقّار كه بالضمّ و بقاف مشدّد است بمعنى ادويه كه از قسم بيخ نباتات است ( از بحر الجواهر و منتخب و صراح ) » . و نيز او گفته ( ص 835 ديوان مذكور او ) :
« هر سؤالات را كه من كردم * از جوابش جواب ديدستند »
سنائى در حديقه گفته ( ص 618 چاپ طهران بتصحيح استاد مدرس رضوى ) :
« كلك اين علك‌وار مىخايد * هر حوادث كه چرخ بنمايد »
فرخى در قصيدهء معروفهء خود كه مطلعش اينست :
« با كاروان حلّه برفتم ز سيستان * با حلّهء تنيده ز دل بافته ز جان »
گفته ( ص 331 ديوان او بتصحيح مرحوم عبد الرسولى ) :
« از هر صنايعى كه بخواهى بر او اثر * و زهر بدايعى كه بجوئى بر او نشان »
ناصر الدّين بن عمدة الملك منتجب الدّين منشى يزدى در آخر « درّة الاخبار و لمعة الانوار » كه ترجمهء تتمّهء صوان الحكمهء ابو الحسن بيهقى است در قطعه‌اى گفته ( ص 113 ) :
« هر نفايس كه از جنان خيزد * تحفهء جان روشن او باد »
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 3 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث