تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
لا يَعْقِلُونَ
( آيهء 103 سورهء مائده ) » ( در ضمن آنچه گفته ) گفته ( ج 2 چاپ اول بسال 1323 ه ؛ ص 234 ) : « مجبّره هر قبايح و فضايحى كه در عقل زشت‌تر است و باهل مروّت و حرمت حوالت نشايد كردن بخداى حوالت كردند » . ابو المحاسن جرجانى ( ره ) نيز در تفسير گازر اين تعبير را به كار برده ( ج 3 ؛ ص 19 ) ابو الفضل بيهقى در تاريخ خود گفته ( ص 223 چاپ دكتر فياض ) : « و بازويوز و هر جوارحى با خويشتن آوردند » . ابو الحسن بيهقى در تاريخ بيهق ( ص 286 چاپ تهران ) گفته : « ببايد شناخت كه هر أوايل و مبادى كه مخلوقات را هست بأواخر و مقاطع پيوسته است ، و هر نظام كه در عالم دست دهد پراكندگى و زوال بر اثر آن باشد ، ما عندكم ينفد و ما عند اللّه باق ، و كلّ نعيم لامحالة زائل » . مؤلف مجمل التواريخ و القصص گفته ( ص 347 ) : « و بعد از آن [ يعنى بعد از برانداختن هارون خاندان برامكه را ] خللها در مملكت پديد آمد ، و هر جوانب اضطراب خاست و رشيد پشيمان گشت از آنچه كرد امّا سود نداشت » . و نيز همان مؤلف در همان كتاب گفته ( ص 341 ) : « ابتداء آشفتگى دولت بنى العبّاس اندر سال سيصد و هشت بود ، پس از هر نواحى اضطراب خاست و شكوه ايشان كم شد » . و نيز وى در همان كتاب گفته ( ص 405 ) : « پس اخبار و سير و فتحهاى سلطان محمود و غزاها اندر هندوستان و ملتان و آوردن منات ، و همچنين بنواحى تركستان و هر نواحى بسيار بودست » . ناصر خسرو در سفرنامهء خود گفته ( ص 107 چاپ انجمن آثار ملى ) : « غرض آنكه سلطان اين خادم را بدان ولايت فرستاد و او را عظيم بزرگ گردانيد ، و هر اسباب كه ملوك را باشد بداد از دهليز و سراپرده و غيره » . شهاب الدين عبد اللّه در تاريخ وصاف گفته ( ج 3 چاپ بمبئى ص 355 - 356 ) :