تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
طبسان و طبسين گفتند و اين نام بصيغهء تثنيه اشتهار يافت و بعدها در بعض كتب تاريخ و جغرافياى عربى نيز به همين صيغه ضبط شد ليكن در فارسى جز بصيغهء مفرد « طبس » استعمال نمىشود ياقوت در معجم البلدان در ذيل طبسان گويد : يكى از دو طبس را طبس تمر و ديگرى را طبس عنّاب گويند » و در ذيل طبس گويد كه : « آن دو طبس است يكى طبس مسينان و ديگرى طبس گيلكى » . طبس گيلكى - ناصر خسرو در سفر نامهء خود در آنجا كه طبس تمر را وصف مىكند مىگويد : « و در آن وقت امير آن شهر گيلكى بن محمّد بود و بشمشير گرفته بود » از اين عبارت چنين مستفاد مىشود كه طبس گيلكى و طبس تمر يكى است و آن را به نسبت به اين امير طبس گيلكى گفته‌اند ، ليكن از عبارت مؤلّف چنين برمىآيد كه طبس گيلكى طبس عنّاب است نه طبس تمر ( عت 272 ) . طبس مسينان در هر دو نسخهء [ تاريخ بيهق ] طبس مسينا نوشته شده و بنا بضبط ياقوت و اصطخرى مسينان صحيح است و طبس مسينان بطورى كه از عبارت متن مستفاد مىشود طبس تمر است ( عت 46 ) » . استاد فقيد عبّاس اقبال در مجلّهء يادگار ، سال سوم شمارهء نهم ( ص 49 - 50 ) و در ضمائم كتاب « وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى » ضمن كلامى گفته ( ص 281 ) : « و گويا اين اسماعيليّه كه منوّر سيمجورى بايشان التجا برده است در يكى از دو آبادى معروف به طبس مقيم بوده‌اند و اين طبس مركز اسماعيليّه را بالاختصاص بنام طبس گيلكى ميخوانده‌اند و طبس ديگر طبس مسينان نام داشته و اين دو شهر كه به يكديگر متّصل بوده و مسلمين عربى زبان آن دو را طبسين مىگفته‌اند بين نيشابور و اصفهان و كرمان قرار ، و به خوبى انگور و خرما و حرير اشتهار داشته . ظاهرا علّت تسميهء يكى از اين دو طبس به گيلكى استيلاى امير ابو الحسن گيلكى بن محمّد بوده است بر آنجا ، شهر طبس را بگفتهء ناصر خسرو داعى معروف اسماعيلى قبل از تاريخ سال 444 دزدان و راهزنان كوچ ( قفص ) و بلوچ دائما در زحمت ميداشتند امير ابو الحسن گيلكى بن محمّد آن ناحيه را پيش از اين تاريخ