تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
چاپ اسلاميّه ص 371 - 373 ) . محدّث قمى ( ره ) در تتمّة المنتهى ضمن ذكر حوادث سال 323 و وقايع خلافت محمّد بن جعفر الرّاضى باللّه خليفهء عبّاسى گفته ( ص 295 - 294 ) : راضى باللّه در ايّام خلافت خود در سنهء سيصد و بيست و سه ( 323 ) امر كرد ابو - جعفر محمّد بن على شلمغانى را گرفتند و بكشتند و بدنش را در بغداد بدار كشيدند و شلمغانى را ابن أبى العزاقر ميگفتند و منسوب است بشلمغان كه قريه‌اى بوده در نواحى واسط . و ابن اثير قتل او را در سنهء سيصد و بيست و دو ( 322 ) گفته . و بالجمله او يكى از آن چند نفر است كه كذبا على اللّه ادّعاى بابيّت و وكالت امام عصر عليه - السّلام نمودند و مقالات شنيعه از ايشان ناشى شد و توقيع شريف بلعن و برائت از ايشان بيرون آمد ، و احوال اين جماعت در تاريخ ايّام مقتدر مذكور شد . و ابو جعفر شلمغانى در اوّل امر بر استقامت بود و نزد طايفهء بنى بسطام وجيه و صاحب منزلت بود به جهت اختصاص او بجناب ابو القاسم حسين بن روح عليه الرّحمه نايب سوم امام عصر صلوات اللّه عليه ، پس حسد برد بر جناب ابو القاسم و مرتدّ شد و مقالات شنيعه اظهار كرد ، چون پرده از روى كار او برداشته شد شيخ ابو القاسم حسين بن روح بنى بسطام را نهى كرد از كلام او و امر فرمود ايشان را بلعن و تبرى از او ، بنى بسطام بفرمايش شيخ عمل ننمودند و دست از شلمغانى برنداشتند چه شلمغانى ميگفت كه من اذاعهء سرّ كردم معاقب شدم به ابعاد ، ديگر - باره شيخ ابو القاسم مكتوبى نوشت براى بنى بسطام مشتمل بر لعن و تبرّى از شلمغانى و تابعين او ، بنى بسطام آن نوشته را به شلمغانى نشان دادند چون نگاهش به آن مكتوب شريف افتاد از روى شيطنت گريهء سختى كرد و گفت : مراد از لعنت معنى باطنى اوست كه ابعاد باشد و مراد از ابعاد ابعاد از آتش است فمعنى قوله ( ره ) : لعنه اللّه ؛ أى باعده اللّه عن العذاب و النّار ، پس گفت : الان دانستم كه من صاحب منزلت ميباشم نزد شيخ ، پس افكند خود را بر خاك ، و گونه‌هاى خود را بر خاك ماليد . بالجمله شلمغانى با اين شيطنت‌ها اعتقادات بنى بسطام را فاسد كرد .