و مائتين بجبل فرستاده است و او را فرموده است كه ابتدا باصفهان كند و دستورى كه يحيى بن هرثمه در سنهء ستّين و مائتين بسته است باطل گرداند و دستورى ديگر ظاهر و روشن بحسب اقتضاى زمان و حال و وقت مجدّد و نو گرداند ، و ميان او و اهل اصفهان مناظرات بسيار رفت ( تا آخر كلام او ) » .
مبحث دوم پسران بسطام و خاندان او
فيروز آبادى گفته : « بسطام بكسر باء نام پسر قيس بن مسعود است » و جوهرى گفته : « بسطام از نامهاى عرب نيست و اينكه قيس بن مسعود پسر خود را به اين نام ناميده به جهت اينست كه اين نام نام پادشاهى از پادشاهان فارس بوده و او اين نام را از ايشان گرفته است چنان كه قابوس و دختنوس نيز از اسماء فارسى بوده و در عرب نيز نام ميگذارند پس بسطام را بكسر باء معرّب نمودهاند » و زبيدى از ابن - برى نقل كرده كه « اگر ثابت شود كه بسطام علم منقول است مأخوذ از نام پادشاهى كه از پادشاهان فارس بوده است پس به جهت عجمه و تعريف غير منصرف خواهد بود ( آنگاه گفته : ) و همچنين ابن خالويه به غير منصرف بودن آن حكم كرده است » .
در هر صورت در زمان غيبت صغرى خاندانى در بغداد بوده است كه ايشان را « بنو بسطام » ميگفتهاند و افرادى معروف و سرشناس از اين خاندان را كه مشاغل دولتى و مناصب دربارى و ادارى داشتهاند تاريخنويسان بمناسبت ذكر حوادث نام برده و معرّفى كردهاند و اين افراد بسيارند و ما در اينجا بذكر تنى چند از ايشان كه مطلب مذكور در فضايح الرّوافض و مثالب النّواصب را روشن تواند كرد مىپردازيم .
استاد فقيد عباس اقبال ( ره ) در كتاب « خاندان نوبختى » گفته ( ص 232 ) :
« خاندان بسطام يكى از خاندانهاى قديم بودهاند كه در دستگاه خلفاى بغداد و امراى اطراف در جزء كتّاب و عمّال ديوانى عهدهدار پارهاى مشاغل ميشدهاند و از آن خانواده ابو العبّاس احمد بن محمّد بن بسطام و پسرانش أبو القاسم على و ابو الحسين محمّد بآل فرات بستگى داشتند و ابو الحسين محمّد داماد حامد بن