امانى از وزير و رقعهاى بخطّ او كه در آن بود هر خوبى ، پس حاضر شدم نزد او با امينى از اصدقاء خود ، پس برخاست به من چسبيد و مرا در آغوش گرفت به نحوى كه معهودم نبود از او ، پس گفت : حالت ترا آنجا كشاند كه شكايت كنى از من بسوى صاحب الزّمان عليه السّلام ؟ ! پس به او گفتم : از من دعائى بود و سؤالى از آن جناب كردم ، گفت : واى بر تو ديشب در خواب ديدم مولاى خود صاحب الزمان صلوات اللّه عليه را يعنى شب جمعه كه مرا امر كرد بهر نيكى [ در حقّ تو ] ، و درشتى كرد به من به نحوى كه ترسيدم از آن ، پس گفتم : لا إله الّا اللّه ؛ شهادت مىدهم كه ايشان حقّند و منتهاى حقّ ، ديدم شب گذشته مولاى خود را در بيدارى و فرمود به من : چنين و چنان ، و شرح كردم براى او آنچه را كه ديده بودم در آن مشهد شريف ، پس تعجّب كرد از اين ، و صادر شد از او بالنّسبه به من امورى بزرگ و نيكو در اين باب ، و رسيدم از جانب او بمقصدى كه گمان آن را نداشتم ببركت مولاى خود صلوات اللّه عليه » .
از ملاحظهء اين قصّه برميآيد كه ابو الحسين بن أبي البغل مستقيم الحال و صحيح العقيده بوده است نه از جهت لطف امام عليه السّلام به او ، زيرا كه كرم و احسان دأب آنحضرت و آباء اوست هم بشيعى و هم به غير شيعى بلكه از جهت تصريح بعقيدهء خودش در اين قصّه مخصوصا با توجّه باينكه ناقل قضيّه شيخ بزرگوار ابو جعفر محمّد بن هارون بن موسى تلّعكبرى است كه از اجّلاء ثقات و بزرگان رواة فرقهء حقّهء اثنا عشريّه است و تلّعكبرى بفتح تاء و لام مشدّد و ضمّ عين مهمله و سكون كاف و فتح باء موحّده منسوب است به تلّ عكبريا عكبرا كه نام شهركى است از نواحى دجيل كه ميان آن و ميان بغداد ده فرسخ است .
و در تاريخ قم نيز هنگام ذكر مقدار خراج قم ضمن كلام مفصّلى در آن باب گفته ( ص 184 چاپ طهران بتصحيح سيّد جلال الدّين طهرانى ) :
« أبو الحسن محمّد بن أحمد بن يحيى بن أبي البغل چون ببلاد جبل آمد تا دستور بندد و قوانين نهد [ يعنى دربارهء مقدار خراج ] نامهاى نوشت بعلىّ بن عيسى در روزگار وزارت حامد بن عبّاس كه عبيد اللّه بن سليمان او را در سنهء أربع و ثمانين
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٢١٤