بذكر اين پنج نفر در اينجا بعنوان « موالى رسول » با آنكه همهء اصحاب به اين معنى كه نسبت به اين پنج تن ذكر شد با اينان شريك هستند همانا اجنبى و بيگانه بودن آنانست در مقابل كسانى كه همه عرب و از خويشاوندان خاتم الانبياء ( ص ) بودهاند .
طالب تحقيق دقيق خودش بمراجع و مآخذ مطلب مورد بحث رجوع كند زيرا مجال بحث وسيع است و من مجال تحقيق دقيق را ندارم .
تعليقهء 37 ( ص 44 ؛ س 13 ) در اينكه وليد مغيره را « وحيد » و « ريحانهء قريش » خواندندى
اينكه مؤلّف « بعض فضائح الرّوافض » گفته : « و وليد مغيره را كه او را ريحان قريش خواندندى » اشاره بامرى است كه مسلّم در ميان مفسّرين و تاريخ نويسان اسلام مىباشد زيرا جمهور مفسّران از عامّه و خاصّه از قبيل زمخشرى در كشّاف و فخر رازى در مفاتيح الغيب و نيشابورى در غرائب القرآن و بيضاوى در أنوار التّنزيل و خازن در لباب التّأويل و ابو السّعود در ارشاد العقل السليم و كاشفى در مواهب عليّه و ابو الفتوح در روض الجنان و طبرسى در مجمع البيان و فيض در صافى و مولى فتح اللّه در منهج الصّادقين الى غير هؤلاء در تفسير اين آيات :
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً * وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً * وَ بَنِينَ شُهُوداً * وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً *
( آيات 11 و 12 و 13 و 14 سورهء مباركهء « المدّثر » است ) به اين مطلب تصريح كردهاند و عبارت جمعى از ايشان چنين است : « و كان الوليد من وجهاء قريش و صناديدهم و لذلك لقّب الوليد و ريحانة قريش » يعنى وليد از وجوه قريش و سران و بزرگان ايشان بود و بدين جهت او را « وحيد » و « وحيد القوم » مىگفتند يعنى يگانه و منحصر بفرد ايشان است در بزرگى و جلالت ، و « ريحانهء قريش » لقب داده بودند . و نصّ عبارت أبو الفتوح ( ره ) اين است :
« آيه [ يعنى :
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً »
] در وليد مغيرهء مخزومى آمد عبد اللّه عبّاس گفت :
او را در قوم خود « وحيد » خواندندى ( تا آنكه گفته ) و او را ريحان قريش گفتندى .