تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
و خصم ايشان را مشبّهه و مجسّمه و مجبّره و حشويّه خوانند ، و در زمان ما جمله مشبّهيان در اعتقاد يك فرقت باشند و در شرعيّات هفت فرقت : اول : قومى از كرّاميّان كه ايشان در فروع شرع مذهب ابو حنيفه دارند ، دوم : بعضى از اصحاب مالك ، سوم : بعضى از اصحاب شافعى ، چهارم : جملهء اصحاب سفيان ثورى ، پنجم : جملهء اصحاب اسحق بن راهويه ، ششم : جمله اصحاب احمد بن حنبل ، هفتم : اكثر كرّاميّان كه در اصل و فروع مذهب ابو عبد اللّه كرّام دارند ، و اهل تشبيه و تجسيم از داودى و هشامى و جز ايشان در بن زمان كسى نيابى الّا اين هفت فرقت . بدان كه جملهء مشبّهه خداى تعالى را جا و مكان اثبات كنند و گويند بر عرش نشسته و پاها بر كرسى نهاده و سر و دست و جملهء اعضا اثبات كنند ، و گويند هر چه او را جا و مكان نباشد آن چيز معدوم بود نه موجود ، و گويند كه چون خواست كه آدم را بيافريند آئينهء پيش خود بنهاد و نظر در آئينه كرد و آدم را بر صورت خود بيافريد و قومى گويند جملهء اعضا دارد الّا حلقوم و خرطوم ، و بعضى گويند خرطوم هم دارد و گويند يكى بود از كباير ائمّهء حشويان قومى احاديث بر وى سماع مىكردند از وى پرسيدند كه خداى تعالى اعضا دارد گفت جملهء اعضا چنان كه ما داريم ، مرد بدست اشارت به عورت كرد ، شيخ گفت آن نيز دارد ، شاگرد گفت نرست يا ماده شيخ فرو ماند يكى از اهل مجلس شيخ گفت : و ليس الذّكر كالانثى ، شيخ گفت : هو ذكر يعنى نرست و روايت كند ابو المهزام از ابو هريره كه رسول را پرسيدند كه خداى از چيست گفت از آب و لكن نه از آب زمينست و نه از آب آسمان و لكن اسب را بيافريد و او را بدوانيد تا عرق بكرد پس خود را از آن عرق بيافريد ، تعالى عن ذلك ، و گويند عروه روايت كند