تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

باب بيست و پنجم در بيان چند مسئله كه ميان اهل عدل و جبر رفته بر طريق سؤال و جواب

اعرابى از ابن عبّاس پرسيد كه روز قيامت حساب خلق كه خواهد كرد گفت خداى تعالى ، اعرابى گفت نجونا و ربّ الكعبة يعنى نجات يافتيم بخداى كعبه ، ابن عبّاس گفت چگونه نجات يافتى اعرابى گفت از بهر آنكه الكريم اذا قدر غفر يعنى كريم چون قدرت يابد بيامرزد ، روز ديگر اعرابى نزد ابن عبّاس حاضر شد شخصى مىخواند كه :
وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ
يعنى شما بر كنار گوى بوديد از آتش شما را از آن برهانيد ، اعرابى گفت كه : و اللّه ما انقذنا عنها و هو ان يريد ما يلقيها فيها يعنى بخداى كه ما را از آن نرهانيد و او خواهد كه ما را در آن اندازد ، ابن عبّاس گفت : خذوها من غير فقيه يعنى اين مسئله فرا گيريد از غير فقيه و اين قول مجبّره است كه ايشان گويند كه خداى تعالى ذرّيت آدم را جمع كرد و بعضى را گفت هؤلاء فى الجنّة و لا ابالى يعنى اينها در بهشت باشند و باك نداريم و گفت : هؤلاء فى النّار و لا ابالى ، و اينان در دوزخ باشند و باك ندارم . بدان كه از مجبّره فرقت حشوى از همه جاهلتر باشند ، وقتى احمد حنبل نزد هرون الرّشيد رفت گفت خون بشر مريسى مباحست ، هرون فرمود تا او را صلب كنند و چون بپاى دارش بردند از آن قوم پرسيد كه اين چه حالتست ، حكايت احمد