كه نزد ايشان اگر امام بد دل و ضعيف بود و باكثر احكام جاهل روا بود ، و گويند آنكه دعوى امامت كند و نه امام باشد همچنان بود كه آنكه دعوى نبوّت كند و نه نبى بود و مجبّره گويند بدعوى امامت كافر نشود و اگر چه نه امام بود ، و گويند امامان بعد از رسول دوازده بودند و مجبّره و معتزله گويند چهار بودند و زيديان گويند هر كه عالم و شجاع بود و از بنى فاطمه باشد و خروج كند وى امام باشد ، و گويند امام اگر مغلوب و مقهور بود بر وى تقيّه واجب بود و اكثر خوارج و معتزله و زيديان و حشويان تقيّه روا ندارند ، و گويند هرگز زمانه از امام خالى نباشد امّا ظاهر و امّا پوشيده و نواصب گويند روا بود كه زمانه از امام خالى بود ، و گويند خروج بر امام عادل خروج بود بر رسول و هر كه بر امام بيرون آيد كافر بود و مجبّره گويند كه ايشان كه بر على بيرون آمدند مؤمن بودند و بريشان لعنت نشايد كرد ، و گويند هر كه بر خاندان رسول يا يكى از امامان ظلم كرد و از آن توبه نكرد پيش از مرگ او بر كفر مرده باشد و نواصب گويند ظالمان خاندان رسول تا يزيد جمله مؤمن بودند و ايشان را ناسزا نشايد گفت ، و گويند هر چه تعلّق بامور دين دارد بايد كه امام جمله داند و در آن سهو و خطا و نسيان بر وى روا نباشد و نواصب گويند سهو و نسيان و خطا بر انبيا نيز روا باشد فكيف بر امام ، و گويند فاطمه بعد از رسول و امير المؤمنين على بهترين خلق بود و او پاك و معصوم بود ، و گويند بهشت و دوزخ آفريدهاند بخلاف بعضى از معتزله كه گويند روز قيامت بيافريند پيش از نشر ، و گويند بهشت و دوزخ هرگز فانى نشود بخلاف ضرار بن عمرو كه او گويد فانى شود و روز قيامت ديگر بيافريند ، و گويند نعيم اهل بهشت و عذاب اهل دوزخ به آخر نرسد بخلاف ابو الهذيل از معتزله كه گويد نعيم اهل بهشت و عذاب اهل دوزخ منقطع شود ، و گويند بهشت نه جاى سگ و خنزير و مار و كژدم بود بخلاف قومى كه گويند ايشان در بهشت باشند ، و گويند حساب خلق روز قيامت عيسى كند ، و گويند شفاعت رسول و ائمّه روز قيامت از براى گنه كاران باشد بخلاف معتزله كه گويند شفاعت از بهر زيادت درجات بود نه از بهر اسقاط عقوبت ، و گويند اوّل كس كه در بهشت رود روز قيامت امير المؤمنين
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )
ص٢٠٩