تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
بدان كه ايشان گويند قدرى آن كس بود كه گويد افعال از كفر و معاصى و جملهء فواحش و ظلم نه به قضا و قدر خداى بود بلكه فعل بنده باشد و اهل عدل گويند قدرى آن كس بود كه گويد كفر و معاصى و فواحش به قضا و قدر بود و خداى آفريند و بهر طريق كه فرض كنى خلاف نيست ميان محمّدى و يهود كه يهود گويند عزير پسر خداست و محمّد كذّاب و ساحر بود و همچنين عيسى . و بيشترين يهود گويند فعل بنده بقدرت اوست نه خلق خداست و خداى كفر نيافريند و نخواهد ، و نصارى گويند عيسى پسر خداست و ثالث ثلاثه گويند و محمّد را ساحر دانند و كذّاب و نزد ايشان خون بهاى يهودى يا نصرانى ثلث ديت مسلمان باشد و نزد ابو حنيفه خود مسلمان را به دو قصاص كنند . و چون مسلمانى كه به صد سال نماز كرده بود و زكات و روزه داشته و حجّ كرده و جملهء فرايض بجا آورده و پلها و رباطها و خيرات كرده اعتقادش آن بود كه كفر و فواحش نه فعل خداست و نه بارادت و قضاء وى چون بكشندش ميگويند جملهء اصحاب برآنند كه حكم او حكم مرتدّست هيچ واجب نشود ، و اسفراينى گويد پانزده يك ديت مسلمان لازم شود و اين قدر كه ياد كردم غرض آن بود تا چون به چشم انصاف نگه كنند معلوم شود كه اقوال و عقيده‌هاء اين قوم جمله مثل اين و بتر ازينست امّا عصبيّت و هواى نفس او را بر آن داشت كه اظهار عيوب ديگران كرد و عيب خود بپوشانيد اگر چه اكثر خلق را طبيعت هم برين مثال بود و عظيم لايقست درين موضع اين ابيات :
اذا ما ذكرت النّاس فاترك عيوبهم * فلا عيب الّا دون ما منك يذكر
فان عبت قوما بالّذى ليس فيهم * فذلك عند اللّه و النّاس اكبر
و ان عبت قوما بالّذى فيك مثله * فكيف يعيب العور من هو اعور
و كيف يعيب النّاس من عيب نفسه * اشدّ اذا عدّ العيوب و انكر
فسائلهم بالكفّ عنهم فانّهم * بعيبك من عينيك ابدى و ابصر