تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
كه ازيشان بود و الحمد درست نتواند خواندن گويند كرامات اولياست و كرامات ايشان حقّ بود ، و گويند سليمان خوّاص گفت روزى بر دراز گوشى نشسته بودم و مگس وى را رنجه مىداشت و او سر در پيش افگند من چوب بر سرش مىزدم سر برداشت و گفت اينك سر بزن هرچه مىخواهى كه بر سر خود مىزنى و دعوى كنند كه اين قوم نزد ايشان اولياند و غيب دانند . محمّد جرير گويد در معنى :
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ
كه آن كسست كه او را اطّلاع دهد از صفىّ يا خليل يا حبيب يا ولى ، و نورى ازيشان در الف لام صاد گويد الف ازلست و لام ابد و ميم آنچه در ميان ازل و ابد بود و صاد اتّصال آن كس كه به دو متّصل شود ، و ايشان را امثال اين تفاسير بسيار بود و آن را حقايق خوانند و رسول مىگويد : من فسّر القرآن برأيه فقد كفر ، و ابو حفص گويد در معنى :
إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ *
غرض آن بود كه ملائكه را معلوم شود كه سجود ايشان نزد خداى تعالى هيچ وقعى ندارد كه اگر سجود ملائكه نزد وى وقعى داشتى هرگز نفرمودى كه او را سجده كنند و ازين سخن معلوم شود كه هر كرامت كه خداى با رسل و انبيا كرد نزد ربّ العالمين آن را هيچ وقعى نبود و همچنين طاعت مخلوقات او را و امثال اين امور نزد او وقعى ندارد كه بدان منّت نهد و خداى در قرآن مىگويد :
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
و مىگويد :
وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ
، و رسول مىفرمايد كه خداى تعالى بتوبهء بنده خرّم‌تر بود از عقيم كه او را فرزندى آيد و تشنه كه آب يابد . بعضى از اهل تصوّف را پرسيدند چه فرقست ميان آدم و ابليس و هر يك ازيشان ترك امر كردند گفت آدم گناه كرد و گناه بزرگ ديد و عمل اندك و ابليس طاعت را بزرگ داشت و معصيت اندك ازين جهت گفت : انا خير منه و چون بحقيقت نظر كنند معلوم شود كه هر دو مقهور تلبيس بودند الّا آنكه آدم را مسامحه كردند و با ابليس نكردند و اعتقاد جمله مجبّره آنست كه هر چه