تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
معنى سخن چند ياد كند ، ديگر گويد سرى گفت اگر كسى در بستانى رود كه در آنجا درختان بسيار بود و بر هر درختى مرغ بسيار نشسته باشد به زبان فصيح همه گويند سلام خدا بر تو باد اى ولىّ خدا اگر او را ترسى نبود از آنچه باوى كرده باشند بد بود ، و ابن فورك از اشعرى روايت كند كه در كتاب رؤيت كبير گفته است كه شايد كه اوليا در جهان خداى را بينند و بقولى گويد نشايد ، ديگر باره اين اعجوبه نگر ، عايشه گويد : هر گه كه پيغمبر را وحى آمدى محمّد خداى را ديدى و دروغ مىگويد چه خداى موسى را گفت :
لَنْ تَرانِي
يا موسى ، پس محمّد سيّد المرسلين و موسى كليم اللّه خداى را نديده‌اند و اولياان اهل سنّت در دنيا خداى را بينند و اين دليل بود كه اوليا بهتر باشند از انبيا و رسل حاشا ، و امكان دارد كه از رحمت كه جنيد گفت در حال سماع و رقص بر اهل تصوّف فرود آيد اين رؤيت و تجلّى باشد كه اشعرى جايز مىدارد كه اوليا را در دنيا باشد ، گويند بشر بن حارث گفت عمر بن عتبه را ديدم كه نماز مىكرد ابر سايه بر وى افكنده بود و سباع گرد وى در آمده بودند و دست مىجنبانيدند . ابراهيم رقّى گويد قصد زيارت ابو الخير تبياني كردم چون بوى رسيدم نماز شام مى كرد فاتحه غلط خواند من در اندرون خود گفتم رنج خويش ضايع كردم درين سفر ، چون از نماز فارغ شد بيرون آمدم از بهر وضو شيرى قصد من كرد باز گرديدم و گفتم شير قصد من مىكند وضو نمىتوانم كرد ، ابو الخير بيرون آمد و بانگ بر شير زد و گفت نه ترا گفته‌ام كه مهمانان مرا رنجه مدار ، شير باز گرديد آنگه من وضو كردم و باز آمدم مرا گفت شما براست كردن ظاهر مشغول بوديد از شير مىترسيد و من براست كردن دل مشغول بودم شير از ما ميترسد ، و اگر اين معنى در حقّ امامان معصوم گوئى ايشان گويند اين روافض وضع كرده‌اند و چون در حقّ كسى مىگويند
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 139 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )