تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
وى آمد و گفت نميدانى كه آنچه در شكم تست بهيمه است يا انسان يا نوعى ديگر و از كجا بيرون آيد از چشم يا از بينى يا از گوش ، حوّا بترسيد و گفت نميدانم ابليس گفت اگر دعا كنم كه انسانى سليم بى آفت بيرون آيد تو مطيع من مىشوى ، حوّا گفت بلى ، گويند حوّا نزد آدم شد و گفت شخصى را در خواب ديدم و قصّه تا آخر بآدم بگفت و من باوى عهد كردم كه اگر فرزندى آيد كه در وى نقصانى نباشد نامش عبد الحارث كنم ، آدم گفت آن شيطانست كه به تو آمد ازو بر حذر باش ، و گويند چون فرزند بوجود آمد نامش عبد الحارث كردند و اين آيت آمد :
فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
، درين فرود آمد و حمّاد بن اسباط روايت كند از سرى كه چون فرزند بوجود آمد ابليس نزد آدم آمد و گفت اين فرزند را بندهء من نام كن و گرنه من او را بكشم ، آدم گفت يك بار فرمان تو بردم مرا از بهشت بيرون كردند ، نام پسر عبد الرّحمن كرد ، ابليس او را زهر داد و بمرد ، فرزندى ديگر آمد ابليس بر طريق بار اوّل بيامد آدم او را اجابت نكرد و نام پسر صالح كرد ابليس هم او را بكشت حوّا فرزندى ديگر آورد ابليس بيامد و گفت او را اگر بندهء من نام نكنى او را نيز بكشم گويند نام او را عبد الحارث كردند ، گويند
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ
تا آخر آيت در حقّ آدم و حوّا فرود آمد اثبات آن كردند كه آدم و حوّا بعد از توبه شرك آوردند و خداى تعالى ميفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ
تا آخر آيت و خداى تعالى توبهء ايشان از خوردن گندم ياد كرد و از شرك ياد نكرد پس ايشان را لازم آيد كه گويند اگر توبه از شرك كرده بودندى خداى تعالى ياد كردى چنان كه از اكل گندم ياد كرد و اگر كسى را اين اعتقاد بود او را از اسلام هيچ بهره نباشد و گويند آدم انكار حقّ كرد و وفا بعهد نكرد و رجوع كرد در معصيت . روايت كنند از حمّاد بن سلمه از علىّ بن زيد از يوسف مهران از ابن عبّاس كه گفت چون آيت دين فرود آمد رسول گفت اوّل كسى كه انكار كرد آدم بود سه بار انكار كرد خداى تعالى