تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

باب هفدهم در كلماتى چند كه قشيرى ياد كرده است در رسالهء خود

در سال چهار صد و سى و هشت قشيرى اين رساله نوشته است و بعضى از سخنان صوفيان ياد كرده و در آنجا گويد : خداى اين طايفه يعنى صوفيان را برگزيد از اولياى خويش و ايشان را فضل نهاد بر كافّه خلق بعد از انبيا و رسل و دلهاى ايشان را معدن سرّ خود كرد و ايشان را بر ساير امّت برگزيد بطالع انور خويش و ايشان پناه خلقند و در عامّهء احوال خود مىگردند يعنى بحقّ در حقّ مىگردند و از كدورت بشريّت ايشان را صافى كرده است و ايشان را بالا برده است و بمحلّ مشاهدات رسانده و همان حلول و اتّحاد كه حلّاج و بسطامى ادّعا كرده‌اند ايشان نيز مىكنند و ايشان را توفيق داده است بر قيام بر عبوديّت و خرافات بسيار ياد كند ، آنگه گويد متصوّفهء زمان ما دعوى كنند كه ايشان از رقّ اغلال بيرون آمده‌اند و بحقايق وصال رسيده‌اند و ايشان قائمند بحقّ ، احكام او بريشان جاريست و ايشان محو شده‌اند و حقّ را هيچ بريشان ملامت و عتاب نيست بر آنچه ايشان بكنند و بر آنچه ترك كنند و ايشان را كشف بنموده است از اسرار احدّيت يعنى همه دانند و ايشان را بكليّت از خود بدر برده است و بشريّت ازيشان بيرون رفته است و بعد از آنكه ايشان را از بشريّت نيست كرده است بانوار صمديّت باقى مانده‌اند آن كه ازيشان سخن گويد جز ازيشانست و تصرّفى كه مىكنند نه ايشان مىكنند بلكه ايشان را مىگردانند . ابو بكر واسطى گويد هر كه گويد من مؤمنم حقّا گوئيم حقيقت اشارت بود باحاطت بحقيقت ايمان و هر كه او را اين احاطت نبود دعويش باطل بود و اين سخن
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 134 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )