تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
كه بهشت او را واجب كردم و از دوزخ ايمن كردم و فردوس اعلى جاى وى كردم ، ديگرى را بيارند گويد اى بنده از بهر چه عبادت من كردى گويد خدايا ترا نه از بيم دوزخ عبادت كردم و نه بطمع بهشت و باك ندارم اگر مرا در بهشت كنى يا در دوزخ ، ترا از بهر دوستى تو پرستيدم خداى گويد اى ملائكه اين شخص را هيچ مكافات نيست جز از جوار من و تجلّى ، آنگه خداى تعالى تجلّى كند و خود را به دو نمايد و از جملهء ترّهات ايشان گويند وقتى رابعه عدويّه رنجور بود دو كس از همسران او بپرسش وى رفتند ، چون بنشستند يكى گفت هر كه در رنج او صبر نكند و در دوستى نه صادق باشد آن ديگر گفت خاموش باش اى بطّاله هر كه الم و ضرب او نيابد نه صادق بود در دوستى ، رابعه گفت خاموش باشيد اى بطّالان صادق نباشد در دوستى او هر كه نه از ضرب او در نعمت بود و سخن رابعه نزد ايشان از آن هر دو به بود . بدان كه معروف و مشهورست در دعوات رسول عليه السّلام كه مجمع جلالت و قدرت بود گويد ؛ اللّهمّ انّى اسألك الجنّة و اعوذ بك من النّار ، گفتى بهشت از تو مىخواهم و پناه مىگيرم به تو از آتش دوزخ ، و امير المؤمنين على در مناجات مىگويد : اجرنى من الجحيم و من هو لها العظيم و من عيشها الذّميم و من حرّها المقيم و من مائها الحميم و اصحبني القرآن و اسكنّي الجنان و زوّجني الحسان و ناولني الأمان الى جنّة النّعيم ، و اين قوم گويند طاعت نه از بهر طمع بهشت بايد كردن و نه از خوف دوزخ .

[ فرقت چهارم واصليّه ]

فرقت چهارم از صوفيان ايشان را واصليّه خوانند گويند ما واصليم بحقّ ، نماز و روزه و زكات و حجّ و احكام ديگر از بهر آن نهاده‌اند تا شخص اوّل بدان مشغول شود و تهذيب اخلاق حاصل كند و او را معرفت حقّ حاصل شود و چون معرفت حاصل شد و اصل بود يعنى بحقّ رسيده باشد و چون و اصل شد تكليف از وى برخاست و هيچ چيز از شرايع دين به روى واجب نبود و جمله محرّمات از خمر و زنا و لواط و مال مردم بر وى حلال بود و كسى را بر وى اعتراضى نبود هر چه او كند