نيكو بود اگر مادر و اگر دختر و اگر خواهر و اگر برادر و اگر خاله و اگر عمّه و اگر پسر خود و اگر از آن ديگرى و اگر زن ديگرى ، و اگر ديگرى را بر خود افگند جمله او را مباح بود و ازو نيكو باشد ، و گويند اگر يكى ازيشان را شهوت غالب شود و از ديگرى مجامعت طلب كند اگر او منع كند او نه و اصل باشد و منع كفر بود و اگر كودكى يا مردى كه نه از واصلان باشد اجابت كند و شهوت او براند اين شخص بدرجهء ولايت برسد و از اولياى كبار باشد زيرا كه راحت بواصلى رسانيده باشد و اين مذهب و اعتقاد جمله عارفان بود كه در زمان مااند اگر چه اين ساعت عارفان اعتقاد ندارند بگور و قيامت و حشر و نشر و گويند عالم قديمست و اين قدر از كفر اعتقاد كرده باشند .
[ فرقت پنجم مدعيان معرفت حقّ بمجاهده و تلقين ]
فرقت پنجم از صوفيان ، اين فرقت گويند اعتبار به نظر و استدلال نباشد و ممارست علوم و درس و نظر در كتب علم كردن حرام بود و معرفت حقّ بمجاهده و تلقين شيخ حاصل شود ، و گويند ايمان نه مخلوقست از بهر آنكه فعل خداست و افعال خداى تعالى نه مخلوقست ، و گويند سعادت اخروى بمجاهده و رياضت حاصل توان كرد و اعتبار بعلوم نباشد ، و گويند انبيا و اوليا كمال بمجاهده و رياضت و زهد حاصل كردهاند و اين قول صريحست بر آنكه نبوّت كسبى بود و اين قومى باشند كه تقشّف نمايند و خرقه دهند و مريدان را بخلوت نشانند و ايشان را از علوم دين هيچ بهره نبود و از فرايض وضو و نماز و غسل بعضى حاصل كنند و زرق و تدليس نمايند و علما و اهل بيت را دشمن دارند .
[ فرقت ششم دون همتان ]
فرقت ششم از صوفيان قومى باشند كه همّت ايشان جز شكم نبود خرقهها در پوشند و ركوها و خرقه و سجّاده ترتيب دهند و از حرام احتراز نكنند و ايشان را نه علم باشد و نه ديانت ، به اطراف عالم مىكردند از بهر لقمهء و هميشه طالب طعام و رقص باشند و چون شكم سير كردند روى در روى كنند و حكايت ايشان همه آن بود كه در فلان شهر در خانقاه طعامهاى نيكو سازند و سماع و رقص نيكو كنند و صوفيى باشد كه در سمرقند بشنود كه در مصر خانقاه كردهاند و آنجا لوت بسيار بخلق مى