تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
دانند و حالت انتقالشان معلوم باشد و هر دو وجه باطلست امّا بطلان وجه اوّل آنست كه اگر حالت منسوخيّت معلوم بودى بايستى كه در دور اوّل جماعتى كه يكى را از برادران يا خويشان يا دوستان مىشناختند و بعضى ازيشان شرير و قتّال بودند و درين دور روح ايشان نقل بخوك يا سك يا كفتار كرد اين شخص كه روح وى هم بجسد ايشان نقل كرده است دانستى كه خوك يا سك يا كفتار آن شريرست كه در دور اوّل برادر يا خويش يا دوست او بود و چون معلوم نيست قول ايشان باطل باشد و بطلان وجه دوّم آنست كه هر روح كه در دور دوّم نقل هم به انسان كرده باشد يكديگر را شناسند چنان كه در اوّل مىشناختند بايستى كه اگر شخصى را در دور اوّل صد دينار بر ديگرى بود و غريم مفلس شد اداى مال نتوانست كرد و درين دور توانگرست صاحب مال طلب قرض كردى يا او خود اداى آن بكردى يا اگر در دور اوّل شخصى برادرى داشت و در دور دوّم نقل روح آن برادر بجسد زنى بوده است اين شخص را معلوم بود كه روح اين زن در دور اوّل در جسد برادر وى بود و چون هرگز اين معنى ندانست و نخواهد دانست لازم شود كه قول ايشان باطلست ، و گويند هر كه در دور اوّل زن بوده باشد در دور دوّم مرد باشد و آنكه در آن مرد بوده باشد درين دور زن تا مناكحتى كه در دور اوّل ميان ايشان رفته باشد درين دور به قدر آن استيفا كنند تا اگر وطى اوّل بحلال بوده باشد هم درين دور بحلال بود و اگر حرام بوده باشد درين دور هم به حرام بود و اگر در دور اوّل انسان وطى بهيمه يا سك يا خوك كرده باشد درين دور نقل روح او به مثل آن بهيمه يا سك يا خوك باشد تا اين انسان مثل آن فعل با بهيمه بكند پس ايشان را لازم شود كه اگر شخصى در دور اوّل روزى با زنى اين فعل كرده باشد و روز ديگر با كودكى و روز سيّم با گاوى يا خرى و همچنين با سك و خوك و كفتار درين دور آن شخص روزى زن بود و روزى مرد و روزى كودك و همچنين تا آخر و فساد اين قول بر هيچكس پوشيده نباشد ، و اين قوم در مدّت ادوار و اكوار خلاف كنند و بعضى گويند دوازده هزار سال بود و بعضى گويند هزار سال و قومى گويند چون ادوار در جسدها بگردد پاك شود آنگه
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 89 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )