تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
نيست كه اين اقوال او در ايمان كدام مقدّمست و كدام مؤخّر ، و گويد خداى را ماهيّتى است كه خود داند و كس نداند چنان كه ضراربن عمرو گويد و گويد از جن هر كه كافر بود در دوزخ بماند ابدا و آنكه مؤمن بود در بهشت نرود و ليكن خداى تعالى گناهان او بيامرزد و او را از عقاب سخت نگاه دارد ، و از محمّد بن حسن پرسيدند كه اطفال در بهشت باشند يا در دوزخ گفت ابو حنيفه نگفتى كه اطفال در بهشت باشند يا در دوزخ و من نيز نگويم كه اطفال مسلمانان و مشركان در بهشت باشند يا در دوزخ امّا مىدانم كه خداى تعالى كسى را نه بىجرمى عقوبت كند و ابو حنيفه گويد خداى تعالى در ازل خالق و رازق بود و در كلام خداى تعالى وقتى گفتى قديمست و وقتى گفتى محدثست ، معلوم نيست كه در آخر عمر بر كدام قول بود . سعيد بن سالم گفت كه اسمعيل بن حماد بن ابى حنيفه را ديدم در خانهء مأمون گفت قرآن مخلوقست و اين دين من و پدر و جدّ منست ، و محمّد بن الحسن گويد هر كه به قرآن سوگند خورد سوگند منعقد نشود زيرا كه بمخلوق سوگند خوردن باشد و اين معنى شاشى در كتاب مستظهرى در باب ايمان ياد كرده است ، و از اين جهت كه اقوالش در كلام مختلف بود در زمان ما صاحب حديثى بود در اصفهان وى را حافظ ابو موسى گفتندى از اصحاب شافعى وقتى در حلقهء املاء نقلى درين باب از ابو حنيفه مىكرد گفت : كذب المرجيّ المعتزلّى و اكابر اصفهان را اين معنى معلوم باشد ، و متأخّران اصحاب ابو حنيفه گويند خداى تعالى در ازل خالق بود و رازق ، خلق صفت اللّه است و فعل صفت ذات اللّه و خلق هر دو ازليند و اين سخن متناقضست زيرا كه همهء عقلا دانند كه فاعل پيش از فعل بود و فاعل چون سابق بود ازلى نباشد ، و گويند تكوين صفت ازلى بود و كون صفت محدث و گويند زمين و آسمان نه خلق خدااند بلكه مخلوق اواند و جملهء امّت متّفقند كه جملهء اجسام خلق خداى تعاليند و خداى تعالى ميفرمايد :
لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ