تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
و در برابر هر درجه از درجات [ نعيم ] « 1 » دركى است از دركات جحيم . و آفرينش هر درجه مستلزم ايجاد هر دركى است بالعرض . و چنان‌چه ايجاد خداى تعالى مر بهشت و درجات آن را ، به مدخليت « 2 » افعال و كردار و حركات تو است ، ايجاد او تعالى دوزخ را نيز به توسط ملكات و اخلاق رذيلهء تو است . و فعل تو در عين انتساب به تو ، منسوب است به او تعالى ؛ چنان‌چه در مسألهء توحيد افعال دانستى . و الحاصل ، چنان‌چه از اخبار مستفاد مىشود ، از اطلاق اسامى مخصوصه بر درجات نعيم ، چون باب الرضوان و باب الصبر و باب الشكر و غيرها ، اينكه هفت صفت از صفات كمال ، كه داراى تمام كمالات‌اند از اصول اخلاق ، در آن عالم ، هفت در شود به سوى هشت بهشت . و هفت صفت از ملكات رذيله ، كه ام الرذايل باشند ، هفت در باشد به سوى هفت طبقهء جحيم . و جنة العدن ، كه بهشت هشتم است ، فؤاد ، كه وجه اللّه است در هر چيز ، باب او است . و فؤاد را ضد نيست ؛ همچنان كه حق را ضد نيست . پس در مقابل جنة العدن ، دركى از دركات جحيم نباشد . و اين از اسرار است . و جناب محقق طوسى رحمه اللّه در پاره [ اى ] از تحقيقات خود فرموده است كه « سرّ انحصار جهنم در هفت طبقه و بهشت در هشت درجه ، اين است كه انسان را پنج حواس ظاهر و دو حواس باطن است ، كه واهمه و خيال باشد . و آن سه ديگر مدرك نيستند . پس هرگاه اين هفت حواس ، در مصرف معرفت و خيرات مصروف شد ، هر يك درى شوند به سوى نعيم . و هرگاه در معصيت و شرور صرف شد ، درى باشند به سوى جحيم . در طرف خيرات ، مدرك ديگر زياد است كه عقل است ؛ زيرا كه عقل اصلا به شرور دخيل نشود و پيوسته مايل به طاعات باشد . و هرگاه قواى ديگر مايل به شهوات شوند عقل را مقهور نموده ، او را از حكم معزول كنند . پس اين است كه ابواب بهشت هشت است و درهاى جهنم هفت » . و اللّه اعلم بحقيقة الحال .
هامش
( 1 ) . الف : ندارد . ( 2 ) . ب : مدخليت و .