حديث ديگر وارد است كه « ائمه با گنهكاران شيعهء خود بر اعراف واقف شوند » . « 1 » پس تنافى بين اخبار نباشد .
و اعراف هرگاه مشتق از « معرفت » باشد ، اوليا و انبيا عارف باشند سعادت و شقاوت اشخاص را . و معروف باشند در نزد مردم به ولايت و نبوت . و معرّف باشند مردم را به ذات و صفات و افعال و احكام حق تعالى در نشئهء دنيا . و به معرفت و انكار ايشان مردم دو فرقه شوند در هدايت و ضلالت . پس بايد قسمت كنندهء رحمت و غضب الهى را فيما بين مستحقين آنها به قدر استحقاق ايشان .
و هرگاه مشتق از « عرف » به معناى مكان عالى باشد . اشاره است به علو مقام ايشان و وقوف ايشان در مقام ولايت و عطا كردن به هر مستحقى حق او را بر اختلاف درجات و دركات و مقامات ايشان و تميز دادن سعيد را از شقى و كافر را از مؤمن و متمكن ساختن هر كس را در مقام خود . پس حقيقت اعراف راجع شود به ميزان و صراط در نفس الأمر .
نور شانزدهم در بيان نعيم بهشت و درجات آن
قال اللّه تعالى :
وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ
. « 2 »
از ابى بصير روايت شده است كه عرض نمود به خدمت حضرت صادق عليه السّلام كه تشويق نما مرا به سوى بهشت . فرمودند كه :
« يا ابا محمد ! به درستى كه از ادنى نعمتهاى بهشت اين است كه شنيده مىشود بوى آن از هزارساله راه . و ادنى منزل بهشت آن است كه هرگاه جن و انس در آنجا كنند ، گنجايش داشته باشد همه را از طعام و شراب ، و هيچ كم نشود از آن . و پستترين
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 231 : عن أبي عبد اللّه عليه السّلام : « الأعراف كثبان بين الجنّة و النار ، و الرجال الائمة عليهم السّلام ، يقفون على الأعراف مع شيعتهم . و قد سيق المؤمنون إلى الجنّة بلا حساب ، فيقول الائمة لشيعتهم من أصحاب الذنوب : انظروا إلى إخوانكم في الجنّة ، قد سيقوا إليها بلا حساب . . . » .
( 2 ) . شعراء ( 26 ) آيهء 90 .