ما باشد و ما نشناسيم او را » . « 1 »
و در كتاب احتجاج همين روايت را نقل كرده و زياد نموده است در آخر حديث اين را كه :
« اگر خداى تعالى مىخواست ، مىشناسانيد نفس خود را به مردم تا آنكه بشناسند حد او را و بيايند از باب معرفت ؛ و لكن قرار داد ما را درهاى معرفت خود و صراط خود و سبيل خود و بابى كه مىآيند مردم از آن باب به سوى او » . « 2 »
و از سلمان رضى اللّه عنه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است كه :
« ده دفعه بيشتر شنيدم كه فرمودند : يا على ! تو و اوصياى بعد از تو اعرافاند در ميان بهشت و جهنم . و داخل بهشت نمىشوند مگر كسى كه شما را بشناسد و شما بشناسيد او را . و داخل جهنم نمىشود مگر كسى كه منكر شما باشد و شما منكر او باشيد » . « 3 »
و از جناب امام محمد باقر عليه السّلام روايت است كه :
« اعراف ، آل محمد صلّى اللّه عليه و آلهاند . داخل بهشت نمىشود كسى مگر اينكه بشناسد ايشان را و بشناسند او را . و داخل آتش نمىشود مگر كسى كه منكر باشد ايشان را و ايشان منكر او باشند » . « 4 »
و اخبار « 5 » به اين معنا زياده از حد احصا « 6 » روايت شده است . و در روايتى وارد شده است كه « جماعتى كه گناه و ثواب ايشان برابر باشد ، بر اعراف واقف شوند » . « 7 » و در
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 184 .
( 2 ) . احتجاج ، ص 227 و 228 .
( 3 ) . بصائر الدرجات ، ص 497 ، ش 7 .
( 4 ) . تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 18 ، ش 45 .
( 5 ) . الف : باخبار .
( 6 ) . ب : احصى .
( 7 ) . تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 18 ، ش 46 : عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : قلت له : أي شيء أصحاب الأعراف ؟ قال : « استوت الحسنات و السيّئات ، فإن أدخلهم اللّه الجنّة فبرحمته ، و إن عذبهم لم يظلمهم » . همچنين ر . ك : بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 337 ، ش 1493 .