توبه بميرد ، در قيامت شفاعت مىشود . و هرگاه حقوق ناس بر ذمهء او باشد ، خصم او را عوض داده ، راضى كنند . اينها به شرط رسوخ نور ايمان است در قلب كه ملكه شده باشد و زايل نشود . و هرگاه بدون اين معنا باشد ، شايد بر طرف شده ، به عالم آخرت نرسد و با كفار حشر شود .
در هر حال ، تحصيل ملكهء ايمان و اعتقادات حقه لازم است در مغفرت و قبول شفاعت . آرى در شفاعت مطلقه و رحمت عامه قصورى نيست ، كه شايد به دشمنان هم گويند : غم مخور فردا شفيع توييم ؛ لكن قبول شفاعت را شرايط چند است و تا شرط محقق نشود ، مشروط منتفى است . و شفاعت كافر ، رساندن اوست به مقر اصلى او كه سجين است . و اين است شغل صاحب ولايت و مالك شفاعت كه هر كس را به مقام اصلى او رساند ؛ چنانچه در دنيا ايشان را به هدايت به مقامات عاليه مىرسانيد .
آنكه را روى به بهبود نبود * ديدن روى نبى سود نبود
« 1 » پس كسى قابل شفاعت است كه قبول شريعت در دار دنيا به حسب اعتقاد كرده باشد . مولوى :
اى برادر ! تو همين « 2 » انديشه [ اى ] * ما بقى تو استخوان و ريشه [ اى ]
گر گُلى « 3 » است انديشهء تو گلشنى * ور بود خارى تو هيمه گُلخنى
« 4 » و حديث « نيّة المؤمن خير من عمله » ، « 5 » اشاره به اين است ؛ زيرا كه اعتقادات حقه ، روح اعمال است . و عمل بىاعتقاد ، چيزى نيست كه منشأ اثر گردد . اللّهم ارزقنا العلم و العمل .
هامش
( 1 ) . اسرار الحكم ، ص 422 .
( 2 ) . مصدر : همان .
( 3 ) . مصدر : گل .
( 4 ) . مثنوى معنوى ، دفتر دوم ، ص 83 .
( 5 ) . اعلام الدين ، ص 334 ، ش 7 : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في خطبته : « . . . أيّها النّاس : إنّ نيّة المؤمن خير من عمله ، و نيّة الفاسق شرّ من عمله » .