إذا ارتضى اللّه دينهم » . « 1 »
حاصل اين حديث آن است كه صاحبان گناه كبيره و مستضعف ، قابل شفاعتاند و مخلد در عذاب نباشند .
و از جناب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت است كه فرمودند :
« شفاعت من از براى صاحبان گناه كبيره است از امت من ، و اما اخيار ايشان پس راهى به سوى ايشان نيست » . « 2 »
به خدمت امام موسى كاظم عليه السّلام عرض كردند كه يا بن رسول اللّه ! چگونه اهل كبيره قابل شفاعت باشند و حال آنكه خداى تعالى مىفرمايد :
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
؟ فرمودند كه :
« نيست مؤمنى كه گناه كبيره كند و ناخوش نيايد او را از آن گناه و پشيمان نشود . و فرموده است رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه كافى است ندامت از براى توبه . و فرمود : كسى كه خوش آيد او را از اعمال خير خود ، ناخوش باشد او را افعال شرى كه از او صادر مىشود . پس او مؤمن است . پس كسى كه پشيمان نباشد بر گناهان خود ، مؤمن نيست و شفاعت نمىرسد به او و ظالم است . و خداى تعالى فرموده است :
ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ
» . « 3 »
و از حضرت امام باقر عليه السّلام روايت است كه :
« شفاعت مقبول است ، و قبول نمىشود دربارهء « 4 » ناصبى . و به درستى كه مؤمن شفاعت مىكند در همسايههاى خود از براى هر كس كه خوبى به او نموده باشد ، و ادنى مؤمنى را شفاعت كند در سى نفر انسان » . « 5 »
هامش
( 1 ) . خصال ، ص 603 - 608 ، ش 9 .
( 2 ) . توحيد ، ص 407 .
( 3 ) . في معاني بعض الأخبار ، ص 8 .
( 4 ) . الف : ماده .
( 5 ) . شرح الاخبار ، ص 500 ، ش 1433 : عن أبي عبد اللّه عليه السّلام أنّه قال : « إنّ الشفاعة لمقبولة ، و لا تقبل عن ناصب . و أنّ المؤمن من شيعتنا ليشفع في جاره و ماله من حسنة ، فيقول : يا ربّ ، جاري كان يكفّ عنّي الأذى ، فيشفع فيه ، فيقول اللّه تعالى : أنا أحقّ