موضع است . « 1 » اين مقوله تماما از بروزات مثال است ، نه در عالم ملك . و آنچه محال است ، نسخ ملكى است . و آنچه از اخبار ثابت شده است و رأى اصحاب كشف و شهود بر آن قرار گرفته ، نسخ ملكوتى است .
و فى الحقيقه نسخ نه اخراج روح است و داخل شدن در بدن ديگر ، بلكه بروز همين بدن است به شكل ديگر در عالم ديگر . و اين جايز است ؛ مثلا هرگاه آيينه باشد كه صورت تو را « 2 » طور ديگر بنمايد و تو بروز نمايى در آن آينه به وضعى كه مقتضاى آن آينه است ، تعدد در شكل و ذات و بدن تو لازم نيايد ، بلكه تو را « 3 » يك صورت خاص است و به مقتضاى مقامات متعدده ، بروزات عديده از براى تو دست دهد .
و در اخبار است كه :
« صورت انسان داخل جهنم نشود ، بلكه اهل جهنم تماما به شكل قرده و خنازير و كلاب و غيرها باشند » « 4 »
و آن كسى كه بر مقتضاى انسانيت حركت نكند و ميل نموده باشد به صفات حيوانات ، لا محاله صورت انسانيت در آن عالم از او زايل شده ، به صورت حيوانات ظاهر گردد .
و حديث خواب ديدن جناب ختمى مآب صلّى اللّه عليه و آله كه :
« قرده بر منبر او بالا رفتند و مردم را قهقرى به سوى كفر برگردانيدند » « 5 »
و تعبير شدن به حكومت بنى اميه مشهور است .
و خبر خواب ديدن جناب سيد الشهدا عليه السّلام در شب عاشورا كه :
هامش
( 1 ) . چنين مضمونى را نيافتم .
( 2 ) . الف و ب : ترا .
( 3 ) . الف و ب : ترا .
( 4 ) . چنين حديثى را نيافتم .
( 5 ) . العمدة ، ص 453 ، ش 943 : رأى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بنيّ أميّة ينزون على منبره نزو القردة ، فساءه ذلك ، فما استجمع ضاحكا حتى مات . و أنزل اللّه عزّ و جلّ في ذلك :وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ.