بود ، شيخ گفت : و اللّه كه به جز صورت خر ، چيزى به نظرم نيامد .
و در خبر وارد است كه شخصى از شيعيان از جناب على بن الحسين عليه السّلام درخواست كه آخر تا كى ما در دست دشمنان ذليل باشيم ، حضرت فرمودند كه « مىخواهى حال آنها را بدانى ؟ » عرض كرد : آرى . حضرت دست مبارك بر چشمهاى او ماليدند ، نگاه كرد كه در بازار و كوچه ، سگ و خوك و ميمون راه مىرود .
عرض كرد : يا بن رسول اللّه ! مرا به حالت اوّل برگردان كه تاب ديدن اينها ندارم .
دست مبارك به چشم او ماليده ، به حال اوّل برگشت . « 1 » آنها صور مثاليه و ابدان حقيقيهء دشمنان اهل بيت عليهم السّلام بودند كه به نظر آن شخص آمد .
و مسخ ، كه در اخبار وارد است ، كه گاهى مىفرمودند : « اخسأ يا كلب » « 2 » و به صورت سگ مىشد ، بروز صورت مثاليه است . و در حديث مروى از حضرت صادق عليه السّلام يا از حضرت باقر عليه السّلام ، كه در راه مكه سگى پيدا شد و از تشنگى زبان برآورده ، به اشاره آب طلبيد ، من خواستم او را آب دهم ، پدرم فرمود كه او را آب مده كه معاويه است ، « 3 » آن هم به صورت مثالى برزخى معاويه است در عالم مثال . و جناب امام كه او را ديد ، در عالم مثال ديد ، نه در اين عالم كه تناسخ لازم آيد .
و نظير اين حديث از محمد [ بن ] ابى بكر روايت شده است در قصهء جوان يهودى و زر ، اهانت او در نزد خليفهء اوّل ، و به ارشاد صاحب مقام ولايت ، سگ چهار چشم گوش بريدهء در سر بازار ديدن ، و از او سؤال نمودن ، و جواب دادن او كه زر در فلان
هامش
( 1 ) . مشارق انوار اليقين ، ص 89 : إنّ رجلا قال لعليّ بن الحسين عليهما السّلام : بما ذا فضّلنا على أعدائنا و فيهم من هو أجمل منّا ؟ فقال له الإمام عليه السّلام : « أ تحبّ أن ترى فضلك عليهم ؟ » فقال : نعم ، فمسح يده على وجهه و قال : « انظر » فنظر فاضطرب و قال : جعلت فداك ردّني إلى ما كنت ، فإنّي لم أر في المسجد إلّا دبّا و قردا و كلبا ، فسمح يده على وجهه فعاد إلى حاله .
( 2 ) . مناقب ، ج 2 ، ص 281 .
( 3 ) . اختصاص ، ص 276 : عن أبي عبد الله عليه السّلام قال : « كنت أسير مع أبي في طريق مكّة ، و نحن على ناقتين ، فلمّا صرنا بوادي ضجنان ، خرج علينا رجل في عنقه سلسلة يسحبها ، فقال : يا بن رسول الله ، اسقني سقاك الله ، فتبعه رجل آخر فاجتذب السلسلة و قال : يا بن رسول الله ، لا تسقه ، لا سقاه اللّه ، فالتفت إلى أبي فقال : يا جعفر ، عرفت هذا ؟ هذا معاوية لعنه اللّه » . همچنين ر . ك :
بصائر الدرجات ، ص 285 ، ش 5 .