تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
نظام كشور ايران كه در توران زند نيران * قوام صولت خاقان سهام الدوله و الا
امير شير دل حيدرقلى خان ، صفدر دوران * كه كردش مير دوران شاه جم جاه جهان آرا
و در مادهء تاريخ باغ فرح‌افزا ( 1281 ) در قطع چنين آورده است :
بگفتا عارف آن دم از براى سال تاريخش * سهام الدولة بنيادش نموده‌اند فرح‌افزا
ملّا اسماعيل عارف با برادرش ، ملّا عبد المجيد سالك مناظره‌اى دارند كه در ضمن دو قصيده برگزار شده است . براى آگاهى بيشتر خوانندگان محترم و دانش‌پژوهان عزيز ، آن را تقديم مىدارم . عبد المجيد :
اى برادر ! دهر بر باد است ، گويى نيست ، هست * وى كه ما را از تو امداد است ، گويى نيست ، هست
آسمان عدل را هم مركز و محور تويى * كت « 1 » نظر ز اقطاب و اوتاد است ، گويى نيست ، هست
گرچه من خود بنده‌ام بر حكم و فرمانت ولى * بندهء امر تو آزاد است ، گويى نيست ، هست
گر پريشان خاطرم از گردش افلاك ليك * شرح و احوالى مرا ياد است ، گويى نيست ، هست
كى بود حاصل مرا از ترك تحصيل علوم * كان مرا زابا « 2 » و اجداد است ، گويى نيست ، هست
هامش
( 1 ) . مخفف كه ات . ( 2 ) . مخفف ز آبا .